رفتن به محتوا
رهرو
  • خانه
  • تماس
  • درباره
  • سرخط
#ایمان
#ادبیات
#تکنولوژی
#رسانه
#سینما
#مقاومت
#کتاب
#نوشت
  • طعمِ «او»

    طعمِ «او»
    ۷ اسفند ۱۴۰۴

    دوستان می‌دانند که من دلِ خوشی از رمان‌های شهدایی (بویژه هزلیات همسرانشان) ندارم و نمی‌پسندم، اما «او»؛ رمان آقای میثم امیری برگرفته از زندگی شهید عزیز عماد مغنیه طعم دیگری داشت، بویژه که هم این شهید عزیز را ویژه دوست داشتم و هم هدیه دوست عزیزِ صاحب‌سلیقه‌ای بود. «او» که بیشتر آن را مستندی با روایت داستانی می‌بیبنم تا رمان، طعم لبنه، زیت و زعتری را می‌داد که تا حالا اصلا نخورده‌ام، بوی…

    ادامه نوشته: طعمِ «او»
  • آتشِ نادر؛ نگاهی به کتاب «آتش بدون دود»

    آتشِ نادر؛ نگاهی به کتاب «آتش بدون دود»
    ۲۱ اسفند ۱۴۰۳

    کتاب «آتش بدون دود» که نامش را از ضرب المثل قدیمی ترکمنی «جوان بدون گناه نمی‌شود، آتش بدون دود» وام گرفته است در نگاهی کلی، در هفت جلد می‌کوشد زندگی مردمان ترکمن صحرا را به تصویر بکشد، تصویری از عاشقانه‌ها، رنج‌ها، خوشی‌ها، مبارزه‌ها و البته مرگ‌ها.

    ادامه نوشته: آتشِ نادر؛ نگاهی به کتاب «آتش بدون دود»
  • حافظ شیرازی یا شاعر میزوری

    حافظ شیرازی یا شاعر میزوری
    ۵ شهریور ۱۴۰۳

    این چند روز این کلیپ حافظ‌خوانی امیلیا کلارک را چندین جا دیدم، تنها در توییتر فارسی بیش از ۲۰۰ هزار بار دیده و در صفحه اینستاگرامش بیش از یک میلیون و صد هزار بار پسندیده و هشت میلیون و هشتصد هزار بار دیده شده است، این ویدئو که بیش از ۴ سال پیش در دوره کرونا منتشر شده، این روزها دوباره در شبکه‌های اجتماعی فارسی وایرال شده است، ویدئو برای معرفی کتابی به…

    ادامه نوشته: حافظ شیرازی یا شاعر میزوری
  • در زلف تو آویزم

    در زلف تو آویزم
    ۱۶ تیر ۱۴۰۳

    روز اول که گلدانش را کنج اتاق گذاشتم، شاید به زور نیم متر میشد، به جانش کِشتم، و به جان دادمش آب، کم‌کم جوانه زد و از گلدان آویزان شد روی زمین، ترسیدم که نازک‌آرای تن ساقه‌اش زیر دست و پا له شود، به دیوار چسباندم، شاخه شاخه آمد بالا و دیوار را طی کرد تا رسید به سقف، و باز آویز شد، چهار صباحی دل در آن حلقه دام بلا بسته بودم…

    ادامه نوشته: در زلف تو آویزم
  • درباره کتاب «نامه فاطمه» اثر نادر ابراهیمی

    درباره کتاب «نامه فاطمه» اثر نادر ابراهیمی
    ۲۶ اسفند ۱۴۰۲

    چند ماه پیش دست امین کتابچه‌ای کهنه با نامی دوست داشتنی دیدم، کتابی هفتاد صفحه‌ای با نام کامل «نامه‌ی فاطمه، پاسخ نامه‌ی فاطمه، انقلاب ما به ما چه داد» که از همان اول با دیدن اسم نادر ابراهیمی جذب آن شدم، کتاب کهنه که از سال ۱۳۵۸ که در چاپخانه نگار به دست انتشارات خلق چاپ شده دیگر چاپ نشده تا حالا که امین از بین بساط دست‌فروش‌های خیابان انقلاب پیدایش کرده بود،…

    ادامه نوشته: درباره کتاب «نامه فاطمه» اثر نادر ابراهیمی
  • دور از هم و بی‌هم

    دور از هم و بی‌هم
    ۲۱ مهر ۱۴۰۰

    دور از هم و بی‌هم نه که زرد باشند، شاداب نباشند، سبز بودند، اولی که کنار هم گذاشتمشان، جدا بودند، دو سبزِ منفک، هرکدام دنیای خودش را داشت، ولی کم‌کم به هم میل پیدا کردند، هم‌دیگر را نمی‌دیدند، چشمی نداشتند که ببینند ولی شاخه‌های مجاورشان به سمت هم حرکت می‌کرد، نمی‌دانم چه سری بود که شاخه‌های مجاورشان فقط رشد می‌کردند، رشد به یک سو، لمس‌نکرده و نادانسته به دنبال هم بودند، شاید خودشان…

    ادامه نوشته: دور از هم و بی‌هم
  • درباره معسومیت مستور

    درباره معسومیت مستور
    ۸ اردیبهشت ۱۳۹۹

    معسومیت، رمان جدید مصطفی مستور؛ روایتی اول شخص از اتفاقات یک زمستان چند دوست و آشناست، داستان می‌کوشد در مفاهیم معمول روابط اجتماعی مثل خانواده،عشق،دوستی،مرگ و کار با تردید بازنگری کند. هرچند نوشته جذابیت همراهی داشت ولی شخصیت‌ها به ندرت به خوبی درک می‌شدند. نوشتار که عامدانه پر از غلط‌های املایی و محاورات خیلی سبک است که هرچند خواندن کتاب را از یکواختی خارج می‌کردند و نویسنده هم آن را توجیه می‌کند،نپسندیم داستان…

    ادامه نوشته: درباره معسومیت مستور
  • درباره «طریق بسمل شدن» دولت‌آبادی

    درباره «طریق بسمل شدن» دولت‌آبادی
    ۴ دی ۱۳۹۷

    کتاب «طریق بسمل شدن» روایت چند لایه قطعه‌ای از نبرد در جبهه،جایی که تشنگی بیداد می‌کند و زیرداستان‌های موازی دیگر است. روایت داستان از نظر من بسیار پیچیده بود که روند فهم و خواندن کتاب را برای من سخت می‌کرد. متن کتاب پر از کلمات نامانوس و سخت بود. از نظر محتوا اگر نگویم کتاب ضد جنگ بود حداقل کتاب بسیار صلح طلبانه و ساده‌انگارانه به جنگ با تز بی‌طرفی نگاه می‌کند و…

    ادامه نوشته: درباره «طریق بسمل شدن» دولت‌آبادی
  • منافذ

    منافذ
    ۲۸ تیر ۱۳۹۴

    رمضان با همه عظمت با همه زیبایی با تمام آمرزشش با اکمال انسان سازیش مثل نسیمی بر ما وزیدن گرفت و شاید حالا که دیگر آب را نمی یابیم چون ماهیان دل تنگی دریا می کنیم .قال رسول الله صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم : إِنَ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِی أَوَّلِ لَیْلَهٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَیْلَهٍ مِنْهُ درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى شود و تا آخرین شب آن…

    ادامه نوشته: منافذ
  • چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

    چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد
    ۲۳ آذر ۱۳۹۳

     داستان بسیار جالب از معانی زیبای شعر حافظ علیه الرحمه « مرید پیر مغانم ز من مرنج اى شیخ چرا که وعده تو کردىّ و او بجا آورد » که درباره وعده حضرت ابراهیم علیه السلام و شهادت امام حسین علیه السلام است . کلیپ زیر روایت حجت الاسلام  و المسلمین عالی از این روایت است . در ضمن در ادامه جزییات این نقل از کتاب روح مجرد نیز آورده شده است .…

    ادامه نوشته: چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

لایسنس نوشته‌ها کرییتیو کامنزِ صلواتی برای انسان‌ها و NOAI برای هوش‌واره‌هاست.