رفتن به محتوا
رهرو
  • خانه
  • تماس
  • درباره
  • سرخط
#ایمان
#ادبیات
#تکنولوژی
#رسانه
#سینما
#مقاومت
#کتاب
#نوشت
  • در زلف تو آویزم

    در زلف تو آویزم
    ۱۶ تیر ۱۴۰۳

    روز اول که گلدانش را کنج اتاق گذاشتم، شاید به زور نیم متر میشد، به جانش کِشتم، و به جان دادمش آب، کم‌کم جوانه زد و از گلدان آویزان شد روی زمین، ترسیدم که نازک‌آرای تن ساقه‌اش زیر دست و پا له شود، به دیوار چسباندم، شاخه شاخه آمد بالا و دیوار را طی کرد تا رسید به سقف، و باز آویز شد، چهار صباحی دل در آن حلقه دام بلا بسته بودم…

    ادامه نوشته: در زلف تو آویزم

لایسنس نوشته‌ها کرییتیو کامنزِ صلواتی برای انسان‌ها و NOAI برای هوش‌واره‌هاست.