فیلم سینمایی Interstellar از آن دسته فیلمهای اثرگذار و مفهومی سینمای دهه پیشین است که میشود هر از چندگاهی دوباره تماشایش کرد، اثری که در کنار زیباییهای دیداری، شنیداری، متنی و فنی، یکی از دقیقترین و پایبندترین آثار سینما در داستان و تصویر به علم است.
میانستارهای یا همان اینترستلار، به کارگردانی کریستوفر نولان و نویسندگی او و برادرش جاناتان نولان، محصول سال ۲۰۱۴ و فیلمی در ژانر علمی–تخیلی و حماسی است که روایتگر آیندهی رو به نابودی زمین و تلاش بشریت برای نجات خود از طریق سفر فضایی است. این فیلم با درخشش در میان منتقدان، جشنوارهها و بینندگان، یکی از آثار ماندگار و اثرگذار تاریخ سینما شد.1
پایبندی و دقت این فیلم به اصول علمی به ویژه قوانین فیزیک زاییده ارتباط تنگاتنگ فیزیکدان سرشناس کیپ تورن2 با تیم سازنده به عنوان مشاور علمی است، حضوری پررنگ که به خلق اثری فاخر و دوستداشتنی برای دوستداران فیزیک و سینمای علمی–تخیلی انجامیده است.
کیپ استیون تورن، فیزیکدان نظری برجستهی آمریکایی و دانشآموختهی دانشگاه پرینستون، از پیشگامان حوزهی اخترفیزیک و گرانش است که در سال ۲۰۱۷ به پاس نقش کلیدیاش در آشکارسازی امواج گرانشی، برنده جایزهی نوبل فیزیک شد.
اما دامنهی تأثیرگذاری تورن تنها به محیطهای دانشگاهی محدود نمیشود؛ او که پیشتر در بررسی علمی برخی ایدههای رمان علمیتخیلی «تماس» اثر کارل سیگن نقش داشت، در شکلگیری جهان علمی «میانستارهای» نیز سهیم شد.

کتاب The Science of Interstellar اثر کیپ تورن که به همت پوریا ناظمی و حسین شهرابی به فارسی با نام «میانستارهای به روایت علم» ترجمه شده است، به تفسیر و توضیح زیرساختها و قوانین حاکم بر رویدادهای فیلم میانستارهای میپردازد.
به روایت کتاب
کتاب با مقدمهی کریستوفر نولان و یادکردی از سختگیریهای کیپ تورن برای پایبندی به اصول علمی در فیلم شروع میشود، پس از آن، خود کیپ در مقدمهاش با یادآوری خاطرات کتابهای آسیموف3 از جوشش علاقه خود به علم با کتابهای داستانی میگوید.
کتاب میانستارهای به روایت علم، در ۷ بخش و ۳۱ فصل در بیش از ۴۰۰ صفحه میکوشد با جدول، نمودار، تصویر و دیاگرام، اصول کلی قوانین حاکم بر اخترفیزیک را برای خواننده تشریح کند و سپس از دل این مبانی فیزیک، قوانین و رویدادهای فیلم را یا تماماً با نظریههای اثباتشدهی فیزیک تطبیق دهد یا آنکه قسمتهای تخیلی را با برداشتی دانشمندانه از مرزهای اثباتنشدهی علم امروز و فرضیههای پیش رو، همسو کند.



کتاب در بخش اول و تا فصل ۵ گویی در قالب یک مقاله خلاصه، همه زیرساختهای مقدماتی از مهبانگ و الکترومغناطیس و گرانش و نسبیت و.. با محوریت سیاهچاله را برای خواننده تشریح میکند.
سپس در بخش دوم با بیان دلایل و الزامات فیلم به کالبدشکافی و بیان ویژگیهای گارگانچوا4، سیاهچاله اینترستلار میپردازد، نویسنده در این بخش طولانی، نوع، جرم، اندازه، افق رویداد، پوسته و انعکاس این سیاهچاله را به شکلی تفصیلی توصیف میکند.
کیپ تورن در این بخش به توصیف علمی مانور قلابسنگ گرانشی که منجر به خلق صحنههای نفسگیر فرار از جاذبه سیاره میلر میشود، میپردازد. یکی دیگر از جذابیتهای این بخش، فهم چرایی و چگونگی خلق آن تصویر دقیق و حیرتانگیز از سیاهچاله در تلاقی قوانین فیزیک و جلوههای ویژه است.





پس از بخش سوم که به شکل کوتاه درباره فاجعه آفت در زمینِ داستان است، در بخش چهارم کتاب، که در آن فرضیههای اثباتنشده پررنگتر هستند، کیپ تورن میکوشد ضمن بیان نظریات زیرساختی درباره کرمچالهها، خمیدگی در فضا-زمان و ویژگیهای خاص کرمچاله داستان، به تنها راه سفر بین ستارهای در زمان قابل قبول در فیلم بپردازد.



بخش پنجم کتاب به همسایگان گارگانچوا تعلق دارد، جایی که کتاب ابتدا از ویژگیهای سیاره «میلر» و دلیل موجهای سهمگین آن شروع میکند، سپس با سفر به سیاره «مان» راز آن ابرهای یخی را برملا میکند.


در بخش ششم به لبههای علم فیزیک میرسیم، کیپ تورن در این بخش با توضیح درباره ابعاد بالاتر این جهان و تأثیر ناهنجاریهای گرانشی بر آنها و انواع تکینگی سیاهچاله، به توضیح حوادث مرموز و تخیلی فیلم میپردازد. از موضوعات جذاب این بخش کتاب، توضیحات نویسنده درباره امکان وجود و ویژگیهای آثار موجوداتی با ابعاد بالاتر در دنیای قابل درک ماست که گریزهایی به الهیات در ذهن من ایجاد کرد.




در بخش هفتم و پایانی که باز گمانههای علمی پررنگتر میشوند، به بخش پایانی فیلم، به ویژه شیرجه تراژدیک کوپر به درون سیاهچاله و ورودش به فضای تسارکت چندبعدی، میپردازد.



به روایت من
نسخهی دستدوم کتاب «میانستارهای به روایت علم» را به اسم نو از خردهفروشیهای آنلاین خریدم؛ کتابی که خواندنش برای من، که به فیزیک و فیلم اینترستلار علاقهمند بودم، در تلاقی اخترفیزیک و سینما جذاب بود، ولی گاهی عمیق شدن متن در مفاهیم محض علمی، خستهکننده میشد، دلیلی که شاید اگر چندان به فیزیک علاقهمند نیستید، کتاب را برای شما خیلی بیشتر خستهکننده میکند.
هرچند نسخه فارسی کتاب تحسین برانگیز است ولی از اشکالات آن، میتوان به ترجمه نامأنوس بعضی واژهها و تصاویر کمکیفیت (به نظر میرسد اسکن شدهاند) اشاره کرد.
تلاشهای کیپ تورن برای تفسیر حتی رویدادهای تخیلی فیلم بر پایهی قوانین فیزیک و روند توجیه و تطبیق آنها در بین تیم تولید فیلم، خط گیرای این کتاب است.
این روایت را با آخرین سطرهای کیپ تورن، دربارهی تأثیر این کتاب بر درک ما از شگرفیِ جهانِ واقعی و جهانِ فیلم، به پایان میبرم:
«هر بار که میانستارهای را میبینم و در این کتاب به آن اشارهای میکنم، از گسترهی علمِ بهکاررفته در آن حیرت میکنم؛ و البته از غنا و زیباییِ علم.»


دیدگاهتان را بنویسید