این را برای دوستان ارزشی مینویسم.
این روزها پس از فریاد چند شعار ساختارشکنانه در محیط برخی دانشگاهها، فضای دوقطبی غلطی مبتنی بر تجمع و رویارویی مستقیم که از قدیمالایام راهبرد غلط دوستان همتشکلی ماست، ایجاد شد. متاثر از آن، موارد پیشین و شاید الگوهای مشابه آنطرفی، در فضای مجازی هم کانالهایی با هدف شناسایی و سازماندهی برخورد با دانشجویان فعال تجمعات موهن شکل گرفتهاند که با انتشار تصویر، هویت و روابط این افراد اقدام به تهدید و اعمال فشار روانی بر این دسته میکنند. اقدامی که متاسفانه میبینم با ذوق و تشویق دوستان ارزشی همراه شده است.
احتمالا بازخوانی مبانی فکری بزرگان درباره این اقامه خودسرانه عدالت فرضی (عدالت؟) برای دوستان ذوقزده، کسلکننده و نامانوس به نظر برسد اما بصورت کلی باید گفت نهتنها خوددادگری در دوره حاکمیت ولایت فقیه پذیرفته نیست بلکه باعث نتایج بسیار نامبارکی خواهد شد. اقامه جوخههای این چنینی فارغ از نادیده گرفتن و اقرار به ضعف حاکمیت، باعث رسمیت دادن و تشدید فضای دوقطبی در جامعه و مشروعیتبخشی به اقدامات این چنینی طرف مقابل و بازگشت مشروع ترور به محلهها در حوادث آینده است. خودنومبارزان که غالبا بدون خواندن صدر و ذیل و پس و پیش و باقی متون امام رحمهاللهعلیه به بند میم وصیتنامه ایشان تمسک میجویند، نمیدانند که که این اقدامات ایذایی کماثر و موقت امروز، چه اثرات مخربی برای مدیریت امنیتی آینده جامعه دارند و امروز بذر عادیسازی و مشروعیت چه اقداماتی توسط هستههای مزدور معاند را علیه مردم بویژه بسیجیان میکارند.
دوستان باید در نظر داشته باشند که بدون ایجاد فضای دوقطبی، عدالت و امنیت را باید از مجاری قانونی و حاکمیتی آن بسط و تسری داد چرا که عدالت و امنیت پایدار در یک جامعه در پرتو تحکیم و تقویت حاکمیت شکل میگیرد، نه گروهکهای خودسر. این چنین بازیگریهایی اگرچه شاید امروز موجبات خنکای جگر و ذوق برخیها شود، اگر فورا ما را به وضعیت دهه شصت نرساند ولی حتما به دوره جایزهبگیران غرب وحشی میبرد.
حاکمیتِ خوددادگری


دیدگاهتان را بنویسید