۳۱ شهریور ۱۳۹۶

زندگینامه مرد راه حق شهید چمران

زندگینامه مرد راه حق شهید چمران

بِسْمِ‏الله
الرَّحمنِ الرَّحیمِ

مِنَ‏المُومِنینَ‏
رِجالٌ صَدَقوا ما عاهَدوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضی‏نَحبَهُ وَ
مِنهُم مَن
یَنتَظِرُ وَ ما بَدَّلوُا تَبدیلا.

(در
میان مومنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده
اند؛
بعضی پیمان خود را به آخر بردند   ( و در راه او شربت شهادت نوشیدند ) ، و
بعضی دیگر
در انتظارند؛ و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند).

«قرآن
کریم- الاحزاب آیه۲۳»


سخن
گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و
اشک، ‌از
شیر بیشه نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران،
 بسیار سخت بلکه محال است.

سخن
گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه ی
کامل هجرت،
جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالک‏اشتر جنوب لبنان و حمزه
ی کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏توان یکی از ابعاد وجودی
او را آنگونه که هست، توصیف کرد و نباید انتظار داشت که بتوانیم تصویر
کاملی در
این مختصر از او ترسیم نماییم، که مردان و رهروان راه علی(ع) و حسین(ع) را
با این
کلمات مادی و معیارهای خاکی نمی‏شود توصیف نمود و سنجید.

این
نوشته، مروری است گذرا و سریع، بر حیات کوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش،
ایثار، عشق و فداکاری شهید دکتر مصطفی چمران…..

سال
۱۳۱۱ شمسی، درویشی سراپا برهنه از وادی عدم به صحرای وجود قدم گذارد که
نامش مصطفی
بود.

محل
تولد:  تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک .

وی
تحصیلات خود را از مدرسه ی ابتدایی انتصاریه در خیابان بوذرجُمِهری آغاز
کرد و
دوران متوسطه را تا سال چهارم در دارالفنون گذراند؛ مدرسه ای با یادواره ی
مجاهدت
های امیرکبیر و خیانت های شاه که همین یادگارهای شیرین و تلخ، او را به
اندیشه وا
می داشت.

تابستان
ها در مغازه و کارگاه کوچک پدرش که بار سنگین مخارج خانواده ی ۸ نفری را به
دوش می
کشید کار می کرد، کاری با مناعت و سربلندی . زندگی در دو اتاق کوچک اجاره
ای .

مدیر
مدرسه ی دارالفنون با خودش فکر کرد و به این نتیجه رسید که حیف است چمران
در آن جا
بماند، بنابراین او را خواست و به وی گفت برود مدرسه ی البرز و با دکتر
مجتهدی که
مدیر آن جا بود صحبت کند. البرز مدرسه ی بسیار خوبی بود، ولی شهریه می گرفت
که
دکتر چمران توان پرداخت شهریه ی آن مدرسه را نداشت؛ دکتر مجتهدی چند سؤال
از وی
پرسید و بعد یک برگه به او داد که مسئله ی ریاضی حل کند، هنوز دکتر چمران
جواب ها
را کامل ننوشته بود که دکتر مجتهدی گفت “پسر جان تو قبولی. شهریه هم لازم
نیست بدهی! ” و بنابراین او که در تمام طول دوران تحصیل، بین همکلاسانش
بهترین بود از دارالفنون به البرز رفت و سال های پنجم و ششم متوسطه را در
البرز
گذراند. تا از معلمین بهتری بهره گیرد و با شاگردانی قوی تر دست و پنجه نرم
کند.

وی
بعد از اتمام دبیرستان در کنکور رتبه ۱۵ کشوری را کسب می‌کند و در رشته
الکترومکانیک در دانشکده فنی تهران شروع به تحصیل می‌کند.

او
از کوچکی تدریس می کرد و قسمتی از معاش خود را از راه تدریس به دست می
آورد.
شاگردان او نه تنها ریاضیات از وی می آموختند بلکه همه چیز را از فلسفه و
ادبیات و تاریخ و علم الاجتماع را از او فرا می گرفتند و او برای آنها
نمونه و
مظهر و سمبل می شد و روابط آنها به مریدی و مرادی می رسید.

در
خطاطی ، نقاشی و عکاسی نیز بسیار ماهر و زبردست بود و در زمینه ی هنر نیز
آثار
ارزشمندی از وی برجای مانده است.

دکتر
چمران در ریاضیات و به خصوص هندسه ، آنقدر توانا بود که حریفی نداشت .برای
حل بعضی
از مسائل مشکل فنی تا چند سال فکر می کرد. اغلب که در خیابان ها راه می
رفت، یا
شبها که در رخت خواب دراز می کشید برای حل مسائل هندسی در اندیشه غوطه می
خورد.
آنقدر توانا بود که وقتی معلم راه حل هندسی را بیان می کرد، او به سرعت راه
حل
بهتری را ارائه می داد.

مهندس
بازرگان استاد درس ترمودینامیک وی در دوره ی لیسانس بود که از نظر علامت در
نمره
دادن بسیار سختگیر بود و کسی در درس ترمودینامیک، نمره ی بیشتر از 15 تا
آن
زمان نتوانسته بود از او بگیرد و به شاگردانش گفته بود هرکس در امتحان این
درس من، نمره ی بالاتر از 15 بگیرد من به وی 20 خواهم
داد! اما چمران در برگه ی امتحان 20 گرفت و استاد بازرگان گفت من
نمره ی 22 به او می‌دهم تا در تاریخ این دانشگاه ثبت شود!! استاد
بازرگان به همه می‌گوید: برای چنین دانشجویی نمره من همین است.

“به
یاد دارم که به دانشگاه می رفتم؛ برف می بارید، هوا سرد بود و روزهای
متوالی هیچ
پولی نداشتم و راه دراز خانه به مدرسه را پیاده طی می کردم که بیش از یک
ساعت و
نیم طول می کشید. دست و پایم از سرما کرخ می شد و یخ میزد ولی از کسی
تقاضای پول
نمی کردم. بارها پدرم می خواست به زور به من پول بدهد ولی من نمی پذیرفتم.
چقدر بر
من سخت بود که از کسی چیزی بپذیرم، به خصوص در مواقعی که تحت فشار بودم و
زندگی بر
من سخت می گرفت……… 

بخشی از خاطرات
شهید چمران “

بنابراین
در دانشکده ی فنی تهران نیز با معدلی بالا شاگرد اول شد در حالیکه از
سختگیرترین
استادان بهترین نمرات را دریافت داشت و در سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک
از این
دانشگاه، فارغ‏التحصیل شد و مدرک لیسانس خود را  اخذ نمود. وی پس از یک سال
تدریس در همان دانشکده و کار عمرانی در نقاط محروم کشور، در سال ۱۳۳۷ با
استفاده
از بورس شاگرد اولی ویژه شاگردان ممتاز برای ادامه تحصیل راهی آمریکا شد.

تحصیل
خود را در آمریکا در دانشگاه تگزاس آغاز نمود و به گفته ی خودش هنگامی که
وارد
آمریکا شده بود زبان انگلیسی هم نمی دانست و تا شش ماه حرف استاد را متوجه
نمی شد،
چون در آن زمان، در دانشگاه تهران و دبیرستان فرانسه می خواندند،  ولی با
تمام این احوال، پس از یک سال  فوق لیسانس خود را از دانشگاه تگزاس در رشته
ی
برق با عالی ترین نمرات دریافت نمود و باز به گفته ی خودش تمام نمراتش در
آنجا
A
بود یعنی همه اش ۱۰۰ بود به قول آنها و به قول ما ۲۰…!  و به همین علت
دانشگاه برکلی کالیفرنیا که بزرگترین دانشگاه دنیاست و بیش از ۱۵-۱۶ استاد
نوبل
پرایز (
Nobel prize)
در آن زمان داشت ( یعنی استادانی که جایزه نوبل دریافت کرده اند! کسانی
تدریس می
کنند جایزه ی نوبل دارند که در دنیا بی نظیرند و پذیرش در چنین دانشگاهی
بسیار
مشکل است) برای دوره ی دکتری به وی پذیرش می دهد. وی نه تنها در آنجا
پذیرفته شد
بلکه اسکالرشیپ (
scholarship)
هم گرفت یعنی در عین اینکه دانشجو بود، تحقیق می کرد و پول می گرفت! و از
آنجایی
که بر اثر مبارزات سیاسی وی علیه رژیم منحوس محمد رضا شاه پهلوی،
بورس تحصیلی
اش قطع شده بود، از پولی که از دانشگاه به او می دادند ارتزاق می کرد تا
درسش به
پایان رسد.

وی
دوره ی دکتری خود را در مدت ۳ سال به پایان رسانید و در سال ۱۳۴۲ مدرک
دکترای خود
را در رشته ی الکترونیکز و پلاسما فیزیکز دریافت کرد، که در آن زمان
جدیدترین دانش
روز غرب بوده است. آن روزها در آمریکا ، پلاسما موضوع درجه یک بود. در
درسهای آن
روز رایانه آنالوگ ، جزء مهمترین و سخت ترین درسها بود که چمران از آن نمره
۲۰
گرفت. در حال حاضر خلاصه یادداشت های ایشان از درس فیزیک پلاسما ، که آن را
در سال
۱۳۴۲ گذرانده ، محتوی بسیار غنی ای دارد و انگار به روز است.  وقتی در
دانشگاه برکلی در حال گذراندن دوره دکتری بود، به یکی از همکاران که چند
سال از
دکتر چمران زودتر فارغ التحصیل شده بود کمک می‌کند، به طوری که در پایان
نامه دکتر
ویلیام هارتمن از دکتر چمران به نیکی یاد می‌شود .

به
هر حال تمام کردن دکتری در مدت سه سال از چنین دانشگاه بزرگی کار سخت و
عجیبی
بود…..

وی
پس از اخذ مدرک دکتری به لابراتوار بِل لَب (
Bel Telephon Company)
که جزئی از بزرگترین شرکت
AT&T  است به
نیوجرسی رفت و آنجا جایی است
که بزرگترین تحقیقات روز واقعا انجام می شود و یکی از بزرگترین مراکز
پژوهشی علمی
جهان است ! بیش از پنج هزار دکتری و عده زیادی نوبل پرایز در آنجا تحقیق
علمی می
کردند و استادان دانشگاه برای اینکه چیزی یاد بگیرند ، به این لابراتوار می
آمدند
و چند سال کار می کردند تا بعد که به دانشگاه بر می گردند، تجارب علمی
خودشان را
در دانشگاه تدریس کنند  و اینجا جایی بود که اولین قمر مصنوعی(ماهواره)
ساخته
شد! قمر مصنوعی که اگر به خاطر داشته باشید توسط بل لَب ساخته شد! همانطور
که می
دانید برای ارتباطات از نقطه ای به نقطه ی دیگر اگر بخواهید امواج به کار
ببرید ، محدودیت
هایی هست! بنابراین یک قمر مصنوعی به آسمان می فرستند که این قمر در آن
بالا
ایستاده و یا حرکت می کند و بنابراین موج از یک نقطه میاید و به قمر میرسد و
قمر
این را تقویت می کند و به جهت دیگری، به نقطه ی دیگری از عالم این را منعکس
می
کند! و به این ترتیب است که ارتباط از آمریکا به ایران یا نقطه ی دیگری به
سهولت
عملی است ! و قمر مصنوعی اولین پروژه ای بود که دکتر چمران به همراه عده
زیادی از دانشمندان بر روی آن کار کرده بود! یکی دیگر از پروژه ها،  راداری
بود که آمریکا در آلاسکا قرار داده بود تا هر پرنده ای را بر بالای  روسیه و
مسکو بتواند  
detect کند ، بتواند کشف کند! و این رادار از ده
هزار رادار ترکیب شده بود  که صد رادار در یک خط و صد خط در صفوف که این
رادارها همه به طور پارالل موج می فرستادند! به جای اینکه یک رادار داشته
باشیم که
یک موج بفرستد، ده هزار رادار که ده هزار موج به طور پارالل با هم می
فرستند و
بنابراین یک موج بسیار بسیار قوی ، که قادر است از بالای آمریکا، بالای
روسیه را
هم ببیند و هر پرنده ای را در آنجا تشخیص دهد! یکی دیگر از پروژه های ایشان
هم از
این قبیل بود و پروژهای دیگری از این قبیل! تا وقتی که دکتر چمران تصمیم
گرفت
از آمریکا خارج شود….

“ای
خدا ، من باید از نظر علم از همه برتر باشم، تا مبادا که دشمنان مرا از این
راه
طعنه زنند. باید به آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر
می‌فروشند،
ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه آن تیره دلان مغرور و
متکبر را به
زانو در آورم، آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین مرد روی زمین باشم. ای
خدای بزرگ
آنها که از تو می‌خواهم ، چیزهایی است که فقط می‌خواهم در راه تو به کار
اندازم و
تو خوب میدانی که استعداد آنرا داشته‌ام. از تو می‌خواهم مرا توفیق دهی که
کارهایم
ثمر بخش شود و در مقابل خسان سر افکنده نشوم……

 

برگرفته
از کتاب نیایش های  شهید دکتر مصطفی چمران “

ادامه
دارد…

 

با
تشکر از دوست عزیزم مصطفی رنجبر مدیریت وبلاگ چ مثل چمران که زحمت جمع آوری
این
مطلب را کشیدند
.

درباره نویسنده

مُصْطَفی اسدی (1415 ه.ق) هستم ، دانشجوی مهندسی برق . موضوعات مذهبی ، اعتقادی ، فکری ، ادبی بویژه شعر ، فیزیکی ، تکنولوژی ، سایبری ، رسانه‌ای و فرهنگی را دنبال می کنم. به نوشتن ، خواندن ، تحقیق ، یاد گرفتن ، یاد دادن ، برنامه نویسی و طراحی علاقه دارم . برای تفریح می نویسم ، مطالعه میکنم ، تحقیق میکنم ، یاد میگیرم و تلاش می کنم یاد بدم ، چند خط کد می نویسم و اگر مجالش باشه طراحی میکنم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *