۳۰ مهر ۱۳۹۶

اول عبادت

اول عبادت



یامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) در معراج از خدای منان پرسید: خداوندا! برترین و اولین
عبادت چیست؟

فرمود: آغاز عبادت، روزه و سکوت است.

عرض کرد: پروردگارا!
اثر روزه چیست؟

فرمود: روزه باعث پدید آمدن حکمت است و حکمت موجب شناخت و
شناخت موجب یقین است، پس هرگاه که بنده به مقام یقین رسید، در بند سختى یا
آسانى زندگى نیست.

وقتى که بنده من در حال سکرات مرگ باشد، فرشتگان
بالاى سر او میایستند در حالى که به دست هر کدام از آنها جامى از آب کوثر و
جامى از شراب بهشتى است، به روح او مینوشانند تا سکرات موت و سختى آن از
بین برود، و او را به بشارتى بزرگ مژده میدهند و میگویند: خوش آمدى و مقدمت
مبارک باد! تو بر خداى عزیز، کریم، حبیب و نزدیک وارد میشوى.

پس روح او
از جوار فرشتگان پرواز میکند و به پیشگاه پرودگار در کمتر از یک چشم به هم
زدن صعود میکند و دیگر بین او و بین پروردگار، پرده و حجابى نیست.

خداوند
مشتاق دیدار اوست و او را لب چشمه اى در کنار عرش مینشاند.

سپس به او
میگوید: دنیا را چگونه رها کردى؟جواب میدهد: خدایا! به عزّت و جلالت که من
نسبت به دنیا شناختى ندارم.

من از آغاز تولّد از تو اندیشناک بودم.
خداوند
میفرماید: راست گفتى اى بنده من.

تو جسمت در دنیا، ولى روحت با من بود.
همه
اسرار و کارهاى آشکار تو در نظر من بود.

هرچه میخواهى درخواست کن تا به
تو بدهم، تمنّا کن تا برآورده سازم.

این بهشت من براى تو مباح است پس
در آن پر و بال بگشا.

و این جوار من است پس در آن ساکن شو.
پس روح
عرض میکند: خداوندا! تو بودى که خودت را به من شناساندى، پس من از همه
خلایق به وسیله این معرفت و شناخت بینیاز شدم.

قسم به عزّت و جلالت که
اگر رضایت تو در آن باشد که قطعه قطعه شوم و هفتاد بار به فجیعترین صورت
کشته شوم; رضاى تو براى من پسندیده است.

خداوندا! من چگونه به خود مغرور
باشم، در حالى که اگر تو مرا گرامى ندارى، ذلیلم اگر تو مرا یارى نفرمایى،
مغلوب و شکست خورده ام.

اگر تو مرا تقویت نکنى، ضعیف و ناتوانم.
اگر
مرا با یاد خودت زنده نگردانى مُرده ام و اگر پرده پوشى تو نبود، اوّلین
بارى که من گناه کردم، رسوا میشدم.

خداوندا! چگونه رضایت تو را طلب نکنم
در حالى که عقل مرا کامل کردى تا تو را بشناسم و حق را از باطل و امر را
از نهى و علم را از جهل و نور را از ظلمت تشخیص بدهم.

آنگاه خداى
عزّوجلّ میفرماید: قسم به عزت و جلالم که بین تو و خود هیچ پرده و مانعى در
هیچ زمانى ایجاد نمیکنم.اینگونه با دوستانم رفتار میکنم.

اى احمد! آیا
میدانى زندگى گوارا و حیات جاوید چیست؟عرض کرد: نمیدانم اى خدا من.

فرمود:
زندگى گوارا آن است که صاحب آن از یاد من غافل نگشته، نعمت من را فراموش
نکرده و نسبت به حق من جاهل نباشد.

روز و شب در پس کسب رضایت من است.
و
اما حیات جاودان آن است که (صاحب آن) براى خود به گونهاى عمل میکند که
دنیا در نظرش بى ارزش و در چشمش کوچک و آخرت بزرگ و با عظمت است و خواسته
من را بر خواسته خویش مقدم میدارد و در طلب رضاى من است.

و حق مرا بزرگ
میشمارد و همواره توّجه دارد که من نسبت به او آگاه هستم، و شب و روز و هر
وقت که میخواهد گناه و معصیتى بکند، میداند که من مواظب او هستم و قلب خود
را از هرچه که نمیپسندم پاک میکند و نسبت به شیطان و وسوسههاى او کینه
میورزد.

و براى ابلیس هیچ راه سلطه و نفوذى در مملکت دل خویش باقى
نمیگذارد.

وقتى که چنین حالات و روحیاتى پیدا کرد، در قلب او عشق و
محبّتى میگذارم که قلب و فراغت و اشتغال و تلاش او منحصراً براى من باشد و
سخن او را همواره ذکر نعمتهایى که بر اهل محبّت خویش ارزانى داشته ام قرار
میدهم، و چشم و قلب او را میگشایم تا با گوش جانش بشنود و با چشم قلبش جلال
و عظمت من را ببیند.

و دنیا را بر او تنگ میگردانم و نسبت به لذّتهاى
دنیایى در او کینه اى به وجود میآورم.

و از دنیا او را به گونه اى بر
حذر میدارم که شبان، گوسفندان خود را از چریدن در چراگاههاى خطرناک و هلاکت
آفرین بر حذر میدارد.

پس وقتى که چنین شد به شدّت از مردم فرار میکند، و
از دنیاى فانى به سراى باقى و از عالم شیطنت به سرزمین رحمت منتقل میشود.

اى
احمد! من چنین کسى را لباس هیبت و عظمت میپوشانم.

و این است زندگى
گوارا و حیات ابدى، و این است مقام اهل رضا.


هرکس که عمل به رضاى من
کند، سه خصلت به او میبخشم که همواره با آنها به سر میبرد:به او نحوه شکر
گزارى را میآموزم که هرگز آمیخته با جهل و نادانى نباشد.

و به او ذکر و
یاد خودم را به گونه اى میآموزم که هیچ گاه فراموشى از یاد من براى او حاصل
نشود.

و به او عشقى میدهم که هرگز محبّت دیگران را بر محبّت من مقدّم
ندارد.

پس وقتى که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق میورزم و چشم دل
او را به جلاى خویش میگشایم.

پس دوستان خاص خود را از او مخفى نمیکنم و
در شب تار و روز روشن با او به مناجات میپردازم تا حدى که از گفتگو و
همنشینى با دیگران خوددارى نماید.

و سخن خودم و فرشتگانم را به گوش او
میرسانم، او را بر اسرارى که دیگران را از آن محروم کرده ام، آگاه میگردانم
و به او جامه حیا میپوشانم به گونهاى که همه از او شرم و حیا داشته باشند.

بر
روى زمین راه میرود در حالى که گناهش آمرزیده است.

و قلب او را آگاه و
بصیر میگردانم، و چیزى را از بهشت و جهنم از او مخفى نمیکنم و آنچه را که
بر مردم در رستاخیز میگذرد در همین دنیا به او نشان میدهم که چه صحنه هاى
هولناک و وحشتناکى وجود دارد و چگونه ثروتمندان و فقرا و دانشمندان و
نادانان را محاکمه و محاسبه میکنم.

و قبر او را نورانى کرده و فرشته اى
(منکر) را میفرستم تا از او سؤال کند.

او ناراحتى مرگ و تاریکى قبر و
لحد و وحشت عالم برزخ را نمیبیند، تا آنگاه که براى سنجش اعمال او میزان را
نصب و نامه عملش را باز میکنم.

و بین خود و او هیچ مترجمى قرار نمیدهم.
این
صفات عاشقان من بود.

اى احمد! اراده خود را یک اراده قرار بده; در
نتیجه زبانت را یک زبان قرار بده، و بدنت را زنده بدار، هرگز غفلت پیدا
نکن.

اى احمد! عقل خود را قبل از آنکه از دست برود به کار انداز.
هرکس
که از عقل خود استفاده کند اشتباه و طغیان نمیکند.

اى احمد! هرگز غفلت
نداشته باش.

هرکس که از من غفلت داشته باشد براى من مهمّ نیست که در
کدام وادى به هلاکت مرسد.

اى احمد! آیا میدانى که چرا تو را بر سایر
پیامبران برترى و فضیلت دادم؟عرض کرد: خیر، نمیدانم اى خداى من.

فرمود:
بواسطه یقین و خوش اخلاقى و سخاوت و مهربانى با مردم.

و همچنین
برگزیدگان و اوتاد زمین هم که اوتاد زمین شدند به خاطر همین صفات و
ویژگیهاست.

اى احمد! وقتى که بنده شکمش گرسنه و زبانش از گفتار محفوظ
باشد به او حکمت میآموزم پس اگر این انسان کافر باشد این حکمت به ضرر او و
حجّتى علیه خود او خواهد بود ولى اگر مؤمن باشد حکمت او نور و برهان و شفا و
رحمت است.

پس آنچه را که تاکنون نمیدانسته، اکنون میداند و آنچه را که
تاکنون نمیدیده، اکنون میبیند.

پس نخستین چیزى را که میبیند عیوب خویش
است قبل از آن که به عیب دیگران بپردازد، و ریزهکاریها و دقائق علمى را به
او مینمایانم تا شیطنت در – قلب و فکر و اندیشه – او وارد نگردد.

اى
احمد! هیچ عبادتى نزد من از سکوت و روزه محبوبتر نیست.

پس هر کس که روزه
بگیرد و زبان خود را حفظ نکند مثل کسى است که به نماز بایستد ولى چیزى
نخواند.

پس به چنین نمازگزارى فقط پاداش بپاخاستن او را میدهم ولى پاداش
عبادت کنندگان را به وى نخواهم داد.

اى احمد! آیا میدانى که چه هنگام
بنده من، بنده واقعى و عابد راستین محسوب میشود؟عرض کرد: خیر اى پروردگار
من.

فرمود: وقتى که هفت خصلت در او جمع گردد، شایسته این نام خواهد شد:  

۱ – تقوایى که او را از محرّمات حفظ کند.

۲ – سکوتى که او را از حرف
بیهوده مهار کند.

۳ – ترسى که هر روز به واسطه آن گریه اش افزون گردد.
۴
– حیایى که در خلوت از من شرم بنماید.

۵ – خوردن به اندازه اى که رفع
نیاز او شود.

۶ – کینه نسبت به دنیا به جهت آن که من نسبت به آن کینه
دارم.

۷ – عشق به خوبان به دلیل آن که من به آنها عشق میورزم.

اى
احمد! هرکس که ادّعاى عشق و محبّت من بکند این طور نیست که عاشق من باشد.

کسى
عاشق من است که: غذایش اندک، لباسش خشن و خوابش در حال سجده و نمازش
طولانى باشد و همواره سکوت پیشه کند و بر من توکّل بنماید و گریه زیاد و
خنده کم بکند و با هوس مخالفت کند و مسجد را به عنوان خانه خود و دانش را
رفیق خود انتخاب کند، و در طلب رضاى من باشد و از تبهکاران دورى گزیند و به
یاد و ذکر من مشغول و همواره در حال تسبیح و تقدیس من باشد، در پیمان خود
صادق و به عهد خود وفادار باشد، قلبش پاک و در نماز ملتهب و برافروخته و در
انجام واجبات کوشا و نسبت به پاداشى که نزد من است راغب و مایل و از عذاب
من هراسناک و با عاشقان من نزدیک و همنشین باشد.

اى احمد! اگر کسى به
اندازه اهل آسمان و زمین نماز بخواند و به اندازه اهل آسمان و زمین روزه
بگیرد و مانند فرشتگان چیزى نخورد و مانند برهنگان لباس نپوشد، ولى من ذرّه
اى از محبّت دنیا یا سُمعه و ریا یا ریاست دنیا یا زخارف و تشریفات دنیایى
را در دل او بیابم، او را از همنشینى خودم محروم میکنم و محبّتم را از
قلبش بیرون مینمایم.

سلام و رحمت و محبّت من بر تو باد، و ستایش مخصوص
پروردگار عالمیان است.

رساله لقاء الله اثر عارف کامل میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

درباره نویسنده

مُصْطَفی اسدی (1415 ه.ق) هستم ، دانشجوی مهندسی برق . موضوعات مذهبی ، اعتقادی ، فکری ، ادبی بویژه شعر ، فیزیکی ، تکنولوژی ، سایبری ، رسانه‌ای و فرهنگی را دنبال می کنم. به نوشتن ، خواندن ، تحقیق ، یاد گرفتن ، یاد دادن ، برنامه نویسی و طراحی علاقه دارم . برای تفریح می نویسم ، مطالعه میکنم ، تحقیق میکنم ، یاد میگیرم و تلاش می کنم یاد بدم ، چند خط کد می نویسم و اگر مجالش باشه طراحی میکنم.

مطالب مرتبط

0 نظر

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *