۰۷ فروردین ۱۳۹۶

عظمت معنوی حافظ

عظمت معنوی حافظ

آقا جان ! چندین سال است که از این ماجرا می گذرد . ما را در مسیر سلوک ، از هیچ کوچه و پس کوجه ای نبردند جز آنکه جای پای لسان الغیب را در آنجا دیده ایم …

خاطره ای در مقام خواجه‌ی شیراز از زبان شیخ جعفر مجتهدی

عظمت معنوی حافظ

حضرت آقای مجتهدی برای من تعریف کردند :
باطنا مامور شدم تا به اصفهان رفته و به مدت یک هفته مرکب یکی از روضه خوان های صاحب دل را تر و خشک کنم ! به اصفهان رفتم و زنگ خانه را به صدا در آوردم ، در باز شد و صدایی از داخل خانه آمد که :
خوش آمدید !‌ صفا آوردید ! داخل شوید !
وارد اتاق شدم . سید جلیل القدری که سنی از او می گذشت بر بالشی تکیه داده و نشسته بود . می خواست از جای برخیزد ولی نگذاشتم . در چشمان من خیره شد و گفت :
چه به موقع آمدید ! چه خوب است انسان وقت شناس باشد لابد می دانید که شما را برای چه کاری فرستاده اند ؟!
گفتم :
درخدمتم امر فرمودند و آمدم .
گفت :
مدتی است که نای راه رفتن ندارم . اسبی دارم که با آن برای روضه خوانی به این محل و آن محل می روم چند روزی است که نتوانسته ام به او برسم . امروز صبح پس از خواندن زیارت عاشورا از مولایم امام حسین علیه السلام خواستم یکی از محبان خود را برای یک هفته مامور تیمار داری اسبم کند تا نقاهتم برطرف گردد . ‌و بعد اصطبل خانه را به من نشان داد و خود به استراحت پرداخت  .
حضرت آقای مجتهدی می فرمودند :
در طول آن یک هفته اغلب اوغات آن سید پیرمرد در نحوه قشو کردن و تیمار داری اسبش نظارت می کردد و گاه نکاتی را در این باره به من تذکر می داد و من جز « سمعا و طاعتا »‌ سخنی نمی گفتم  . یک هفته سپری شد و نقاهت وی نیز بر طرف گردید . از او خداحافظی کردم و از خانه بیرون آمدم .
از حضرت آقای مجتهدی پرسیدم :
شما که خانه آن روضه خوان را نمی شناختید ! نشانی منزل او را از که گرفتید ؟ فرمودند :
معمولا در این گونه ماموریت ها ، نوری پیشاپیش من حرکت می کند و هرکجا توقف کند می فهمم که محل ماموریتم همان جاست و گاهی نیز به شیوه های دیگری راهنمایی می شوم .
فرمودند : از آن خانه که بیرون آمدم ، ماموریت دیگری به من محول شد که بایستی به شیراز می رفتم . وقتی به دروازه قرآن شیراز رسیدم ، نوری مرا تا حافظیه همراهی کرد . پس از زیارت مرقد لسان الغیب ، از دیوان خواجه فال گرفتم ، این غزل آمد :

تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود

سر ما ،‌ خاک ره پیر مغان خواهد بود

حلقه پیر مغانم ز ازل در گوش است

بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه

که زیارتگه رندان جهان خواهد بود …

چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد

تا دم صبح قیامت نگران خواهم بود

فرمودند : پس از خروج از حافظیه ، باطنا دریافتم که باید به مشهد برگردم  در اثنای راه با خود فکر می کردم که در زیارت آرامگاه لسان الغیب چه فیضی نهفته است که انسان را از اصفهان به شیراز می کشند و پس از کسب این توفیق ، آدمی را بلافاصله به دیار دیگر فرا می خوانند ؟! بعدها که انس بیشتری با غزلیات حافظ پیدا کردم به عظمت معنوی او بیشتر پی بردم و فهمیدم که خواجه ی شیراز از محارم درگاه است .
آن مرد خدا سپس آه سردی کشیده گفتند :
آقا جان ! چندین سال است که از این ماجرا می گذرد . ما را در مسیر سلوک ، از هیچ کوچه و پس کوجه ای نبردند جز آنکه جای پای لسان الغیب را در آنجا دیده ایم ! کسانی که با راز و رمز سلوک آشنا اند ، نشانه های راه را در غزلیات او می بینند ، و جمعی کوردل نیز به تفسیق و تکفیر او سرگرم اند . شعر حافظ حکم آینه ای را دارد که صورت باطنی هرکس در آن نقش می بندد .

نتیجه :

۱٫ خدمت کردن به ذاکران با اخلاص حسینی افتخاری نیست که نصیب هرکسی شود . مجتهدی ها در اثر این خدمت ها بر خود می بالند و ارزش معنوی این کار را می دانند .
۲٫ هنگامی که « نور » ، هادی انسان شود طیّ طریق مشکلی ندارد و سالک را خطری تهدید نمی کند و زمانی که نور برای مدتی رخ نشان نمی دهد ، با لسان الغیب هم آوا می شود و می گوید :

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود

از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

۳٫ اگر از درک سخن بزرگان عاجزیم و به کنه آن پی نمی بریم ، نباید آنان را گمراه بدانیم و در تکفیرشان بکوشیم بلکه باید نظر صاحب دلان راه شناس را درباره آنان جویا شویم و اگر قانع نشدیم و به اطمینان قلبی نرسیدیم لااقل در مقام تردید باقی بمانیم .

 

کتاب در محضر لاهوتیان – ج اول – خاطره چهل و نهم – صفحه ۲۴۴

 

 این مطلب بصورت اختصاصی و دست اول فقط در رهرو قرار گرفته است ،   برای نقل آن ذکر منبع مطلب و منتشر کننده را فراموش نکنید

 

درباره نویسنده

مُصْطَفی اسدی (1415 ه.ق) هستم ، دانشجوی مهندسی برق . موضوعات مذهبی ، اعتقادی ، فکری ، ادبی بویژه شعر ، فیزیکی ، تکنولوژی ، سایبری ، رسانه‌ای و فرهنگی را دنبال می کنم. به نوشتن ، خواندن ، تحقیق ، یاد گرفتن ، یاد دادن ، برنامه نویسی و طراحی علاقه دارم . برای تفریح می نویسم ، مطالعه میکنم ، تحقیق میکنم ، یاد میگیرم و تلاش می کنم یاد بدم ، چند خط کد می نویسم و اگر مجالش باشه طراحی میکنم.

مطالب مرتبط

9 نظر

  1. شهید جوهر

    سلام آقا مصطفی
    مدتیه رفتید تو کار شیخ جعفر.
    کتابی که در مورد ایشان نوشته شده است(در محضر لاهوتیان) ظاهرا طبق قول بزرگان غلو هایی درش است.
    ولی هیچ کس عظمت معنوی شیخ جعفری که تا آخر عمر مجرد بود رو نمی تواند انکار کند.
    امام صادق(ع): چون روز قیامت فرا رسد منادی ندا دهد: کجایند زیارت کنندگان حسین بن علی(ع)
    یاحق.التماس دعا

    پاسخ
    1. مصطفي اسدي

      علیکم السلام
      «عند ذکر الصالحین ینزل الرحمه »
      «انی موال لاولیاکم و مبغض لاعدائکم »
      بنده مشتاق هستم سند این که کدام بزرگان و کی این حرف را زده اند را بدونم و منتظرم
      درباره کتاب که قبلا هم فرموده بودید اغراق دارد می توان گفت کتابی از شرح حال نیست که در آن بزرگنمایی یا کوچک نمایی نباشد ، مطالبی هم که در رهرو قرار می گیرند از این کتاب ، بصورت کامل نه توسط بنده توسط بعضی اساتید و .. بررسی می شوند . علاوه بر این ، مطالب دستچین طوری انتخاب شده اند که معمولا یکی دیگر از بزرگان بصورت شاهد طرف دیگر ماجرا است . همچنین اکثر ماجرا هایی که پیش آمده و نقل می کنیم از لحاظ تطابق با قرآن و احادیث و سنت ائمه بررسی می کنیم و اکثرا در راستای موارد مذکور اند برای مثال اینکه نام امام حسین سنجش ایمان است هم حدیث است و هم در سیره عملی ائمه علیهم السلام مشاهده می شود و یا عظمت معنوی حافظ هم سخن ایشان است هم سید علی اقا قاضی هم امام خمینی و چند تن دیگر و این برای هر اهل دلی مشهود است . که گدشته از این من در این گفته ها (که در رهرو قرار میدم ) بزرگنمایی نمی بینم ، اگر هم شما یا سایر دوستان بزرگنمایی تشخیص می دهید (البته با ادله ) بنده نظرات شما را بر دیدگان قرار می دهم و کاملا پذیرا هستم .

      منتظر نظرات شما هستم
      و من الله توفیق
      —————————————–
      http://www.rahro14.ir
      info@rahro14.com
      SMS:30004866000214

      پاسخ
  2. شهید جوهر

    سلام آقا
    بنده عرض نکردم مطالبی که درج کردید غلو آمیز است.مطمئن باشید اگر مطالب غلو آمیز بود به سایتتون سر نمیزدم.
    اتفاقا خود بنده علاقه وافری به اشعار حافظ دارم . علی الخصوص با شعرهای بابا طاهر پرواز میکنم .
    یک مطلب کلی بود.
    در مورد کیمیای محبت هم چنین چیزهایی شنیده ام.
    ان اکرمکم عند الله اتقکم . که شما شامل این آیه هستید .

    هنوز بار گناهی که داشتم دارم/هنوز بخت سیاهی که داشتم دارم
    خوشم که نام حسینم ز لب نیفتاده/یگانه پشت و پناهی که داشتم دارم
    یا حق.

    پاسخ
    1. مصطفي اسدي

      سلام
      من همیشه از حضور اساتیدی مثل شما بعنوان هدایت گر مطالب و نظرات شما خوش حال می شوم .
      پاسخ حقیر هم کلی بود که اگر در ذهن عزیزی بود شاید رفع بشه .
      فقط یک تقاضای خیلی مهم و جدی لطفا سند اینکه این کتاب ها که می فرمایید مثلا غلو دارند ارائه بدید . (که حالا می فرمایید ظاهرا استادی مثل آقای ری شهری اغراق کرده اند ! )

      ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری
      بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

      منتظر نظرات شما هستم
      و من الله توفیق
      —————————————–
      http://www.rahro14.ir
      http://www.rahro14.com
      info@rahro14.com
      SMS:30004866000214

      پاسخ
  3. شهید جوهر

    سلام آقا مصطفی
    بنده هیچ گونه شأنیت استادی ندارم و لطفا این لفظ را دیگر به کار نبرید . ما اگه خدا قبول کنه ما فقط بچه مسجدی هستیم.
    اگر نکته ای به ذهنم اومد، عرض میکنم.

    سیاهی دو چشمانت مرا کشت/درازی دو زلفانت مرا کشت
    به قتلم حاجت تیر و کمان نیست/خم ابرو و مژگانت مرا کشت

    ××××××××××××××××××××

    پیری و جوانی چو شب و روز برآمد / ما شب شد و روز آمد و بیدار نگشتیم

    ×××××××××××××××××××××
    یا علی مدد

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *