۲۸ مرداد ۱۳۹۶

سیمای زندگی امام‌ جعفر صادق‌ علیه السلام‌

سیمای زندگی امام‌ جعفر صادق‌ علیه السلام‌

 ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت حضرت صادق علیه السلام شما را به مطالعه بخشی بسیار خرد از ویژگی ها و مکارم اخلاقی آن حضرت دعوت می کنم

در این مقاله شرح تولد ، عبادت و مکارم حضرت ، علم حضرت ، سخنان ایشان و نام فرزندان و اصحاب آن حضرت را می خوانید

تولد :

تولد این‌ امام‌ در روز دوشنبه‌ هفدهم‌ ربیع‌ الاولی‌ سال‌ هشتاد وسه‌هجری‌ در مدینه‌ واقع‌ شد.مادرش‌ اُم‌ّ فروه‌ وپدرش‌ امام‌ باقر علیه السلام‌ بوده‌است‌.
نام‌ مبارکش‌،جعفر والقابش‌،صادق‌،صابر،فاضل‌وطاهر بوده‌ وکنیه‌ اش‌ابوعبدالله است‌.در سن‌ سی‌ ودوسالگی‌ به‌ مقام‌ امامت‌ رسید وسی‌ وسه‌سال‌ مقام‌ امامت‌ را به‌ عهده‌ داشت‌.عاقبت‌ در سن‌ شصت‌ وپنج‌ سالگی‌بدست‌ منصور دوانقی‌ بشهادت‌ رسید.مرقد شریفش‌ در قبرستان‌ بقیع‌است‌.
مذهب‌ شیعیان‌ ومذهب‌ اهل‌ بیت‌ علیهم السلام‌  به‌ نام‌ جعفری‌ مزیّن‌ شده‌ است‌زیرا آن‌ حضرت‌ از فرصتها استفاده‌ کرد وعلم‌ اهل‌ بیت‌ علیهم السلام‌‌  را که‌ از زمان‌رحلت‌ پیامبر،مورد ظلم‌ قرار گرفته‌ بود،منتشر کرد وشاگردان‌ زیادی‌تربیت‌ نمود ودرمحضرش‌ چهارهزار نفر حاضر می‌ شدند.

 

عبادت‌ ومکارم‌ اخلاق‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌

مالک‌ بن‌ انس‌ گفت‌: حضرت‌ از سه‌ حال‌ بیرون‌ نبود.یا روزه‌ بود ویا مشغول‌ عبادت‌ بود ویابذکر خدا مشغول‌ بود.او از بزرگان‌ عابد واز عظیم‌ترین‌ زاهدان‌ بود.
ابان‌ بن‌ تغلب‌گوید: خدمت‌ امام‌ درحالیکه‌ مشغول‌ نماز بود،رسیدم‌.ذکرهای‌ رکوع‌ وسجده‌اورا شمردم‌، از شصت‌ بار بیشتربود.
«عبدالله بن‌ سنان‌ می‌ گوید:به‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌  عرض کردم‌ : پسرعموئی‌ دارم‌ که‌ هرچه‌ با او می‌ پیوندم‌ او از من‌ می‌ بُرد! لذا من‌ تصمیم‌ گرفته‌ ام‌ که‌اگر از من‌ بُرید منهم‌ از او ببُرم‌.بمن‌ اجازه‌ می‌ فرمائید که‌ منهم‌ با او قطع‌رابطه‌ کنم‌؟ فرمود:اگر با او ارتباط‌ داشته‌ باشی‌ واو از تو ببُرد،خدای‌عزّوجل‌ شمارا باهم‌ می‌ پیوندد.واگر تو از او ببُری‌ واو هم‌ از تو ببُرد،خدااز هر دوی‌ شما ببُرد.» [ بحار ج‌ ۷۴ ]
«شخصی‌ به‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌ گفت‌:همسایه‌ای‌ دارم‌ که‌ اهل‌ غنااست‌.وقتی‌ من‌ برای‌ قضاء حاجت‌ به‌ دستشوئی‌ می‌روم ‌، برای‌ شنیدن‌ ازصداهای‌ غنای‌ همسایه‌،بیشتر می‌مانم‌!آیا این‌ اشکال‌ دارد؟
امام‌ فرمود: نباید بیشتر بمانی‌ که‌ خدا فرموده‌ است‌:همانا گوش‌ وچشم‌ودل‌ مورد سؤال‌ واقع‌ می‌شوند.[ اسراء ۳۶ ]
او گفت‌:گویا تاکنون‌ این‌ آیه‌ را نشنیده‌ بودم‌ وانشاءالله توبه‌ می‌کنم‌!
امام‌ فرمود:حال‌ بلند شو ونماز بخوان‌ که‌ گناهت‌ بزرگ‌ است‌ واگر درچنین‌ حالی‌ اجلت‌ رسیده‌ بود ، خیلی‌ برایت‌ بد بود»

علم‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌

محقق‌ حلی‌ درکتاب‌ معتبر نوشته‌ است‌ که‌:
از امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌ در زمینه‌ علوم‌ آنقدر منتشر شده‌ است‌ که‌ عقل ها به‌ حیرت‌ می‌ افتد. فقط‌ یک‌ نفر راوی‌ ازحضرت ‌، سی‌ هزار روایت‌ از امام‌ نقل‌ کرده‌ است‌.همچنان‌ که‌ خود امام‌ فرمود: ابان‌ بن‌ تغلب‌ از من‌ سی‌ هزار حدیث‌ نقل‌ کرده‌ است‌.
معلّی‌ بن‌ خنیس‌ می‌گوید: دیدم‌ که‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌  با کیسه‌ای‌ بردوش‌ به‌ جائی‌ می‌ رود.اجازه‌ گرفتم‌ که‌ ایشان‌ را همراهی‌ کنم‌ . با حضرت‌ به‌ محله‌ فقراء رفتیم‌ وامام‌ بربالای‌ سرآنان‌ که‌ همگی‌ درخواب‌ بودند ، مقداری‌ غذا می‌ گذاشت‌. من‌ پرسیدم‌ که‌ اینها شیعه‌ هستند؟ امام‌ فرمود: اگر شیعه‌ بودند که‌ ما هرچه‌ داشتیم‌ حتی‌ نمکمان‌ را با آنها نصف‌ می‌ نمودیم‌ .[ منتهی‌ الامال‌ ج‌۲ ص‌۲۴۴ ]
ابوجعفر خثعمی‌ گوید: امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌ کیسه‌ای‌ پول‌ به من‌ داد و فرمود: این‌ را به‌ فلان‌ سید بده‌ ولی‌ نگو چه‌ کسی‌ آن‌ را داده‌ است‌.
من هم‌ آن‌ را به‌ شخصی که‌ امام‌ معرفی‌ کرده‌ بود دادم‌. اوگفت‌ : خدا جزای‌ خیر به‌ این‌ کسی که‌ همیشه‌ به من‌ کمک‌ کند، بدهد ولی‌ جعفربن‌ محمد حتی‌ یک‌ درهم‌ هم‌ به من‌ کمک‌ نمی‌کند! [ منتهی‌ الامال‌ ج‌۲ ص‌۲۴۴]
«امام‌ ششم‌ علیه السلام‌‌ : عده‌ای‌ به‌ محضر پیامبر آمدند وگفتند: ما عازم‌ مسافرت‌ به‌ شام‌ هستیم‌. به ما سخنی‌ بیاموز! حضرت‌ فرمود: شب‌ هنگام‌ ، هرکجا برای‌ استراحت‌ توقف‌ نمودید ، وقتی‌ به‌ بستر رفتید ، قبل‌ ازخواب‌ ، تسبیح‌ فاطمه‌ علیها السلام‌‌  و آیه‌ الکرسی‌ را بخوانید که‌ شمارا از هر چیزی‌ حفظ‌ می‌کند.
آنها رفتند وهنگام‌ خواب‌ دستور حضرت‌ را بکار بستند.در آن‌ حوالی‌ راهزنانی‌ بودند که‌ این‌ عده‌ را زیر نظر گرفته‌ و منتظر بودند که‌ شب‌ بشود و به‌ این ها دستبرد بزنند . وقتی‌ شب‌ شد یکی‌ از راهزنان‌ برای‌ آگاهی‌ ازموقعیت‌ مسافرین‌ ، به‌ محل‌ استراحت‌ آنان‌ آمد ولی‌ غیر از دیوار بلندی‌که‌ دور تا دور آن‌ محل‌ را فرا گرفته‌ بود،چیزی‌ ندید! برگشت‌ واین‌ قضیه‌ را به‌ راهزنان‌ خبر داد.راهزنان‌ سخن‌ اورا قبول‌ نکرده‌ وگفتند : تو آدم‌ ضعیفی‌ هستی‌ واز ترس‌ این‌ حرف‌ را می‌زنی‌ ! امّا وقتی‌ خود به‌ محل‌آمدند وآن‌ دیوار بلند را دیدند ، به ناچار برگشتند.
فردا صبح‌ باز به‌ آن‌ محل‌ رفتند وازدیوارخبری‌ نبود ومسافرین‌ آنجا بودند.راهزنان‌ از مسافرین‌ پرسیدند : شما دیشب‌ کجا بودید ؟ گفتند: همین‌ جا! راهزنان‌ گفتند: دیشب‌ ما آمدیم‌ ولی‌ جز دیوار بلندی‌ چیزی‌ ندیدیم‌ ! قصه‌ شما چیست‌؟ آنان‌ گفتند: پیامبر به ما سفارش‌ کرده‌ است‌ که‌ شب‌ قبل‌ از خواب‌ ، تسبیح‌ فاطمه‌ علیها السلام‌‌  و آیه‌ الکرسی‌ را بخوانیم‌ و ما هم‌ همین کار را کردیم‌ . راهزنان‌ گفتند : شما آزادید وبه‌ هرکجا که‌ می‌خواهید بروید که‌ بخدا سوگند! ما هرگز شمارا تعقیب‌ نمی‌ کنیم ‌و بدانید که‌ تازمانیکه‌ به دستور پیامبرتان‌ عمل‌ می‌کنید ، هیچ‌ راهزنی‌ نمی‌تواند به شما آسیب‌ برساند!»
«روایت‌ شده‌ که‌ در وقت‌ سوار شدن‌ به‌ کشتی‌ این‌ دعا را بخوانند : بسم‌اللّه‌ المَلِک‌ الحق‌ّ وماقدروا اللّه‌ حق‌ّ قدره‌ والارض‌ جمیعاً قبضته‌ یوم‌القیلمه‌ والسماوات‌ مطویات‌ٌ بیمینه‌.سبحانه‌ وتعالی‌ عما یشرکون‌.بسم‌اللّه‌ مجراها ومُرساها.ان‌ّ ربّی‌ لغفورٌ رحیم‌ٌ.»
«عده‌ای‌ مهمان‌ِ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌ شدند. حضرت‌ از آنها خوب‌ پذیرائی‌ نمود و موقعی‌ که‌ می‌خواستند بروند، امام‌ برای‌ آنها توشه‌ سفر تهیه‌ دید. ولی‌ وقت‌ خارج‌ شدن‌ آنها، به‌ غلامانش‌ فرمود: موقع‌ رفتن‌ در بردن‌ِ بارهایشان‌ کمک‌ نکنید! آنها در هنگام‌ خداحافظی‌ به‌ امام‌ گفتند: یا بن‌رسول‌ اللّه‌! تو خوب‌ از ما پذیرائی‌ نمودی‌ واموالی‌ بما بخشیدی‌ ! ولی‌ چرابه‌ غلامانت‌ دستور دادی‌ که‌ در بردن‌ بارها مارا کمک‌ نکنند؟ امام ‌فرمود: ما خاندانی‌ هستیم‌ که‌ به‌ رفتن‌ مهمان‌ کمک‌ نمی‌کنیم‌. »

 

جسارت‌ به‌ مادر

ابامهزم‌ گوید: شبی‌ ازخدمت‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌ مرخص‌ شدم‌ وبه‌ همراه‌ مادرم‌ به‌ خانه‌ام‌ در مدینه‌ می‌ رفتیم‌. در بین‌ راه‌ با مادرم‌ مشاجره‌ کردم‌ ومن‌ به‌ او تندی‌ نمودم‌!
روز بعد وقتی‌ خدمت‌ امام‌ رفتم‌ ، امام‌ فرمود: ای‌ ابامهزم‌! بین‌ تو ومادرت‌ چه‌ پیش‌ آمد؟ آیا شب‌ گذشته‌ به‌ او تندی‌ نمودی‌؟ آیا نمی‌دانی‌ که‌ شکمش‌ محل‌ سکونت‌ تو و دامنش‌ محل‌ استراحت‌ تو وسینه‌اش‌ ظرف‌ نوشیدنی‌ تو بوده‌ است‌؟
گفتم‌ : آری‌!
فرمود: هیچگاه‌ براو تندی‌ نکن‌![ بحار ج‌۴ ص‌۷۲ ]

«شخصی‌ خدمت‌ امام‌ ششم‌ علیه السلام‌‌ آمد واز درد و زخم‌ معده‌ شِکوه‌ کرد. امام‌ فرمود: صبحانه‌ وشام‌ بخور! ولی‌ دربین‌ این‌ دو چیزی‌ نخور! که‌ خدا درتوصیف‌ غذا خوردن‌ اهل‌ بهشت‌ می‌فرماید : لهم‌ رزقهم‌ فیها بُکره ‌ًوعشیّاً یعنی‌ : صبح‌ وشام‌ به‌ رزق‌ الهی‌ مشغولند. »

 

زنده‌ شدن‌ پرندگان‌ ذبح‌ شده‌!

یونس‌ بن‌ ظبیان‌ می‌گوید:
با عده زیادی‌ در خدمت‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌ بودیم‌ که‌ شخصی‌ سؤال‌ کرد: یابن‌ رسول‌ الله ! پرندگانی که‌ در قرآن‌ آمده‌، در آن‌ جائیکه‌ خطاب‌ به‌ابراهیم‌ علیه السلام‌‌ فرموده‌ است‌: «خُذ اربعه‌ً من‌ الطیر فصُرهن‌َّ الیک‌ ثم‌ّاجعل‌ علی‌’ کل‌ّ جبل‌ٍ منهن‌ّ جزءاً» یعنی‌ : چهارپرنده‌ را ذبح‌ کرده‌ وگوشتشان‌ را با هم‌ مخلوط‌ کرده‌ وهر قسمتی‌ را بر سرکوهی‌ بگذار!

آیا از یک‌ نوع‌ بودند یا باهم‌ فرق‌ داشتند؟

امام‌ فرمود: می‌خواهید مثل‌ آن‌ معجزه‌ را بشما نشان‌ بدهم‌؟ همه‌ گفتیم‌ : آری‌!
امام‌ دستورداد که‌ طاوس‌ و باز و کبوتر و کلاغی‌ را آوردند وآنها را ذبح‌ کردند و با هم‌ مخلوط‌ کرده‌ ، در چهار طرف‌ اطاق‌ گذاشتند . سپس‌ امام‌ ابتدا طاوس‌ را صدا زدند! ناگاه‌ اجزایش‌ از چهارگوشه‌ جدا شده‌ و به هم ‌پیوستند و زنده‌ شد. سپس‌ کلاغ‌ و دوتای‌ دیگر را زنده‌ کرد. [ حدیقه‌الشیعه‌ ]

سخنانی‌ از امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌ 

۱- «شاکر به‌ شخصی‌ گویند که‌ خدارا بر هرنعمتی‌ که‌ به‌ او داده‌ از قبیل‌ خانواده‌ و ثروت‌ ، شکر گوید وحقوق‌ الهی‌ نسبت‌ به‌ اموالش‌ را ادا نماید.»
۲- «خدا رحمت‌ کند شیعیان‌ مارا که‌ از زیادی‌ گِل‌ ما خلق‌ شدند وبا آب‌ محبت‌ ما خمیر مایه‌ شده‌اند. در شادی‌ ما شاد و در عزای‌ ما عزادارند.»
۳- « درهرنفس‌ کشیدنی‌ یک‌ شکر بلکه‌ هزارشکر وبیشترلازم‌ است‌ و پائین‌ ترین‌ درجه شکر آنست‌ که‌ نعمت‌ را فقط‌ از خدا بداند وبه‌ آنچه‌ خدا به‌ او داده‌ راضی‌ باشد وخدا را با نعمتش‌ معصیت‌ نکند (مثلاً باچشم‌گناه‌ نکند) و در امر و نهی‌ الهی‌ با نعمت‌ خدا با خالق‌ خود مخالفت‌ ننماید. پس‌ در هر حالی‌ بنده‌ شکرگذار خداباش‌، تا خدا را در هرحالی‌ کریم‌ بیابی‌. »
۴-« مَثَل‌ دنیا مثل‌ آب‌ دریاست‌ که‌ هرچه‌ بیشتر از آن‌ می‌نوشید، بیشترتشنه‌ می‌شوید!»
۵-«هرگاه‌ یکی‌ از شما بیاد نعمتی‌ از نعمتهای‌ خداوند عزوجل‌ّافتاد،پیشانیش‌ رابرای‌ شکرگزاری‌،بر روی‌ خاک‌ بگذارد.واگر سواره‌بود،پیاده‌ شود وسجده‌ کند.واگر بخاطر انگشت‌ نماشدن‌ نمی‌تواند پیاده‌شود،پیشانیش‌ را برزین‌ اسب‌(درزمان‌ مافرمان‌ ماشین‌) بگذارد واگراینهم‌ نشد،پیشانیش‌ را برکف‌ دست‌ بگذارد وخدارا برنعمتهایش‌ شکرکند.»
۶-«عذاب‌ کسیکه‌ نطفه‌ اش‌ را در رحِم‌ِ زن‌ نامحرم‌ بریزد از همه‌ بیشتراست‌.»
۷-«فردی‌ مقداری‌ آب‌ می‌خورد وبا آن‌ بهشت‌ برایش‌ واجب‌می‌شود.زیرا موقع‌ نوشیدن‌ آب‌ وقتی‌ ظرف‌ آب‌ را نزدیک‌ دهانش‌می‌برد ، بسم‌ الله می‌گوید. سپس‌ مقداری‌ می‌خورد وحمدمی‌کند. دوباره‌ می‌ نوشد وحمد می‌کند . برای‌ بارسوم‌ مقداری‌ می‌نوشد وحمد الهی‌می‌کند.بوسیله‌ این‌ یک‌ بسم‌ الله وسه‌ بار حمد ، بهشت‌ برا یش‌ واجب ‌می‌شود.»
۸-«ای‌ میسر! اگر می‌ خواهی‌ عمرت‌ زیاد شود به‌ پدر ومادرپیرت‌ نیکی‌کن‌.»
۹-«مراد از علمی‌ که‌ پیامبر فرمود که‌ طلب‌ آن‌ علم‌ برهر مرد و زنی‌واجب‌ است‌،علم‌ تقوی‌ ویقین‌ است‌.»وعلامه‌ مجلسی‌ در توضیح‌ علم‌تقوی‌ ویقین‌ می‌نویسد:مراد از علم‌ تقوی‌،علم‌ به‌ واجبات‌ ومحرمات‌وتکالیف‌ است‌ ومراد از علم‌ یقین‌،علم‌ به‌ اصول‌ دین‌ واعتقادات‌می‌باشد»
۱۰-«خدا می‌داند بنده‌اش‌ چه‌ می‌خواهد ولی‌ دوست‌ دارد که‌ حاجتهاگفته‌ شود.»
۱۱-«دعای‌ مخفی‌ معادل‌ هفتاد دعای‌ آشکار است‌»
۱۲-«خواندن‌ قرآن‌ از روی‌ مصحف‌ باعث‌ تخفیف‌ عذاب‌ پدر ومادراگرچه‌ کافرباشند، می‌شود»
۱۳-«صله‌ رحم‌باعث‌ تأخیر اجل‌ وزیاد شدن‌ ثروت‌ وایجاد محبت‌ دربین‌ خانواده‌ می‌ شود»
۱۴-«زن‌ قابل‌ ارزش‌ گذاری‌ نیست‌! نه‌ خوبش‌ و نه‌ بدش‌. امّا زنهای‌خوب‌ ارزششان‌ طلا و نقره‌ نیست‌، بلکه‌ او از طلا و نقره‌ بالاتر است‌. وامّا زنهای‌ بد، ارزششان‌ خاک‌ هم‌ نیست‌! خاک‌ از او بهتر است‌.»
۱۵-«شخصی‌ از امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)پرسید:آشکار نمودن‌ نعمت‌ که‌ خدابدان‌ در آیه‌«وامّا بنعمت‌ ربّک‌ فحدّث‌»آمده‌ چیست‌؟ فرمود:لباس‌ تمیز بپوشد. بوی‌ خوش‌ استعمال‌ نماید.خانه‌اش‌ را سفیدکاری‌ کند.درب‌خانه‌اش‌ را جاروب‌ نماید.»
۱۶-«یکی‌ از عوامل‌ فشار قبر،اهمیت‌ ندادن‌ به‌ طهارت‌ ونجاست‌ است‌»
خبیث‌ترین‌ مخلوق‌ خدائ ، غنا است‌.وبدترین‌ مخلوق‌ خدا غنا است‌ که ‌باعث‌ فقر ونفاق‌ می‌شود.»
۱۷-«خانه‌ای‌ که‌ در آن‌غنا باشد،از فاجعه‌ ایمن‌ نمی‌باشد ودعا در این‌خانه‌ مستجاب‌ نمی‌شود وملائکه‌ به‌ این‌ خانه‌ وارد نمی‌گردند.»
۱۸-«فحش‌ دادن‌ ظلم‌ است‌ وظالم‌ در آتش‌ جهنم‌ است‌»
۱۹-«در عیب‌ رفیقت‌ تعجیل‌ نکن‌ شاید خدا اورا بیامرزد وبر عیبهای‌خود ایمن‌ نباش‌ شاید بخاطر آن‌ عذاب‌ شوی‌!»
۲۰-«امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)در تفسیر آیه‌«پیامبران‌ را به‌ ناحق‌ می‌کشند»فرمود:بخدا سوگند!پیامبران‌ را با شمشیر نکشتند،بلکه‌ اسرار آنان‌را فاش‌ کردند وآنهاکشته‌ شدند.»
۲۱-«اصل‌ حُسن‌ ظن‌ از حُسن‌ ایمان‌ وسالم‌ بودن‌ دل‌ است‌ که‌ هرکه‌ رامی‌بیند پاک‌ وخوب‌ می‌پندارد واحتمال‌ حیاء وامانت‌ وصیانت‌ وراستی‌به‌ او می‌دهد.»
۲۲-«خوردن‌ وآشامیدن‌ وپوشیدن‌ وازدواج‌ وسوار مرکب‌ شدن‌ اگر بامیانه‌ روی‌ باشد،حلال‌ والاّ حرام‌ است‌ چون‌ خدادر سوره‌ انعام‌آیه‌۱۴۱فرموده‌ است‌:اسراف‌ نکنید که‌ خدا مسرفین‌ را دوست‌ ندارد.»
هرساختمانی‌ که‌ بیش‌ از مقدار نیاز باشد،درآخرت‌ وبال‌ گردن‌ صاحبش‌می‌شود»
۲۳-«عده‌ای‌ از شیعیان‌ نزد امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) بودند که‌ امام‌ سه‌ بار سوگندخورد: بخدای‌ کعبه‌ سوگند! و فرمود: اگر بین‌ موسی‌(علیه السلام‌‌) و خضر(علیه السلام‌‌) بودم‌به‌ آنها می‌گفتم‌ که‌ من‌ از آنها عالم‌ترم‌. و به‌ آنهامطالبی‌ را که‌ نمی‌دانستند،می‌گفتم‌. زیرا به‌ موسی‌(علیه السلام‌‌) و خضر(علیه السلام‌)، علم‌ گذشته‌ داده‌ شد. ولی‌ علم‌آینده‌ تا قیامت‌ را نمی‌دانستند. ولی‌ ما این‌ علم‌ را از رسولخدا(صلی الله علیه واله‌) به‌ارث‌ برده‌ایم‌. »
۲۴-«اسحاق‌ بن‌ عمار از امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)راجع‌ به‌ مردیکه‌ لباسهای‌مختلفی‌ دارد وچندتای‌ از آنان‌ را برای‌ پوشاندن‌ بدن‌ خود وچندتا برای‌زینت‌ کردن‌ وشیک‌ شدن‌ قرار داده‌ آیا اسراف‌ است‌؟فرمود:خیراسراف‌نیست‌! زیرا خدا در قرآن‌ فرموده‌ است‌:هرکه‌ زندگیش‌ وسعت‌ داردباندازه‌ توانائیش‌ خرج‌ کند«طلاق‌۷»»
۲۵-«درخانه‌ای‌ که‌ طفلی‌ وجود دارد، با همسر خود مقاربت‌ نکنید،که‌آن‌ طفل‌ زناکار می‌شود و یا فرزندیکه‌ بدنیا می‌آید ، زناکار می‌شود.»
۲۶-«دزدها سه‌ دسته‌اند.اول‌ کسیکه‌ زکات‌ نمی‌دهد.دوم‌ کسیکه‌ مهرزنش‌ را نمی‌پردازد.سوم‌ کسیکه‌ قرض‌ کرده‌ ولی‌ قرضش‌ را نمی‌پردازد.»
۲۷-«اگر شخصی‌ چشمش‌ به‌ زنی‌ نامحرم‌ بیافتدواز اوچشم‌ بردارد وبه‌آسمان‌ نظر کند ویا چشم‌ خودرا ببندد، هنوز چشم‌ برهم‌ نزده‌ که‌ خداوندحورالعینی‌ به‌ او تزویج‌ کند.»
۲۸-«شخصی‌ به‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)گفت‌:من‌ دوست‌ دارم‌ بازنی‌ ازدواج‌کنم‌.ولی‌ پدرم‌ مایل‌ است‌،بازنی‌ دیگر ازدواج‌ کنم‌.حضرت‌ فرمود:با آنکه‌خود دوست‌ می‌داری‌ ازدواج‌ نما و آنکه‌ پدرت‌می‌خواهد را رها نما!»
۲۹-«چهار چیز از چهار چیز سیر نمی‌شوند:زمین‌ از باران‌،چشم‌ ازنگاه‌،زن‌ از مرد وعالم‌ از علم‌!»
۳۰-«اسحاق‌ بن‌ عمّار از امام‌ ششم‌(علیه السلام‌‌)پرسید:حق‌ّ زن‌ بر شوهر چیست‌؟
امام‌ فرمود: مرد باید شکم‌ همسرش‌ را سیر کند.بدنش‌ را بپوشاند.اگرنادانی‌ کرد از او بگذرد.ابراهیم‌ خلیل‌ از تند خوئی‌ ساره‌ به‌خداوند شکایت‌ کرد!خدا به‌ او وحی‌ کرد:زن‌ همانند استخوان‌ دنده‌است‌!اگر بخواهی‌ راستش‌ بکنی‌،می‌شکند واگر با او همچنان‌ مداراکنی‌،از او بهره‌مند می‌شوی‌!»

 

فرزندان‌:

۱-امام‌ موسی‌ کاظم‌ علیه السلام‌‌  ۲-اسماعیل‌ که‌ درزمان‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام‌‌  رحلت‌ کرد ولی‌ بعد از مرگش‌ عده‌ ای‌ معتقد شدند که‌ او نمرده‌ و او همان‌ امام‌عصر علیه السلام‌‌ می‌ باشد وفرقه‌ اسماعیلیه‌ را تشکیل‌ دادند. ۳-عبدالله افطح‌ که‌ادعای‌ امامت‌ می‌ کرد ومی‌ گفت‌ بعد از امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)او امام‌است‌.روزی‌ امام‌ کاظم‌(علیه السلام‌‌) اورا دعوت‌ کرد ودستور داد تنور را روشن‌کردند.آنگاه‌ وارد تنور شد.واز همانجا با مردم‌ حرف‌ می‌ زد.سپس‌ بیرون‌آمد وبه‌ عبدالله فرمود:اگر گمان‌ می‌ کنی‌ تو امام‌ هستی‌،وارد تنور شو!امام‌عبدالله با عصبانیت‌ از خانه‌ حضرت‌ خارج‌ شد وامام‌ فرمود:عبدالله ارادان‌ لا یعبدالله!عبدالله می‌ خواهد خدا عبادت‌ نشود.۴-اسحاق‌ شوهرسیده‌ نفیسه‌ که‌ قبر این‌ بانو در مصر به‌ عنوان‌ زیارتگاه‌ است‌.۵-محمدمعروف‌ به‌ محمد دیباج‌ ۶-عباس‌ ۷-علی‌ که‌ مرقدش‌ در قم‌ است‌ وازفقهاء بزرگ‌ می‌ باشد.۸-اسماء ۹-فاطمه‌ ۱۰-ام‌ فروه‌

 

اصحاب‌:

۱-زراره‌ بن‌ اعین‌ که‌ ابتدا مسیحی‌ بود وسپس‌ مسلمان‌ شد ودر مکتب‌امام‌ صادق(علیه السلام‌‌)از بزرگان‌ فقهاء می‌ باشد.۲-برید عجلی‌ ۳-محمدبن‌مسلم‌ که‌ او هم‌ از بزرگان‌ فقیه‌ است‌.۴-لیث‌ بن‌ بختری‌ ۵-ابابصیر که‌بسیار از امام‌ باقر(علیه السلام‌‌) وامام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) روایت‌ کرده‌ است‌. ۶-صفوان‌ بن‌مهران‌ ۷-مؤمن‌ الطاق‌ که‌ دشمنان‌ به‌ او شیطان‌ می‌ گفتند.۸-هشام‌ بن‌حکم‌ که‌ هنوز مو بر صورتش‌ نروئیده‌ بود ولی‌ در مباحثات‌ عقیدتی‌بسیار ماهر بود وامام‌ به‌ او احترام‌ ویژه‌ ای‌ می‌ گذاشت‌.۹-هشام‌ بن‌ سالم‌۱۰-ابوحمزه‌ ثمالی‌ که‌ وقتی‌ شنید امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌) رحلت‌ کرده‌است‌،فریادی‌ کشید وبیهوش‌ شد.۱۱-معاویه‌ بن‌ عمار ۱۲-عبدالله بن‌یعفور ۱۳-ابوجعفر احول‌ ۱۴-جابربن‌ یزید جعفی‌ که‌ هفتادهزار روایت‌در سینه‌ داشت‌.۱۵-مفضل‌ بن‌ عمرو ۱۶-مفضل‌ بن‌ قیس‌ ۱۷-عبداللهبن‌ عجلان‌ ۱۸-ابراهیم‌ بن‌ مهزم‌ ۱۹-ابوبکر حضرمی‌ ۲۰-ابان‌ بن‌ تغلب‌۲۱-حمران‌ بن‌ اعین‌ و..ضمنا ابوحنیفه‌ رئیس‌ حنفی‌ ها وشافعی‌ ومالک‌رؤسای‌ شافعی‌ ها ومالکی‌ ها در نزدآن‌ حضرت‌ درس‌ خواند ه‌ اند.

 

شهادت‌ امام‌ جعفرصادق‌ علیه السلام‌‌ 

درایام‌ شهادت‌ حضرت‌،شخصی‌ خدمت‌ امام‌ مشرّف‌ شد ومشاهده‌ کرد که‌ آن‌ حضرت‌ چنان‌ لاغر وضعیف‌ شده‌ است‌ که‌گویا جز سر نازنینش‌،هیچ‌ از آن‌ بزرگوار باقی‌ نمانده‌ است‌!او بادیدن‌ این‌ صحنه‌ به‌ گریه‌ افتاد.امام‌ به‌ او فرمود:چرا گریه‌ می‌کنی‌؟گفت‌:چگونه‌ نگریم‌ درحالیکه‌ شمارا به‌ این‌ حال‌ می‌ بینم‌!
فرمود:چنین‌ مکن‌!همانا هرچه‌ برای‌ مؤمن‌ پیش‌ بیاید،خیراست‌ واگر اعضای‌ او بریده‌ شوند،بازهم‌ برای‌ او خیراست‌!واگر مالک‌ شرق‌ وغرب‌ شود، برای‌ او خیر است‌.
از کنیز امام‌ نقل‌ شده‌ است‌ که‌:درحال‌ احتضار حضرت‌، نزدش ‌بودم‌ که‌ حال‌ اغماء به‌ امام‌ دست‌ داد وبیهوش‌ شد.وقتی‌ بهوش‌آمد، فرمود:به‌ حسن‌ بن‌ علی‌ افطس‌، هفتاد اشرفی‌ بدهید ! به ‌فلان‌ وفلان‌ هم‌ همین‌ مقدار بدهید!
من‌ گفتم‌:می‌ فرمائید به‌ شخصی‌ پول‌ بدهند که‌ با کارد بشماحمله‌ کرد ومی‌ خواست‌ شمارا بکشد؟امام‌ فرمود:می‌ خواهی‌از کسانی‌ نباشم‌ که‌ خدا بخاطر صله‌ رَحِم‌،آنان‌ را مدح‌ کرده‌ودروصف‌ آنان‌ فرموده‌ است‌: و الّذین‌ یَصِلون‌ ما اَمرَاللّه‌ُ بِه‌ِ اَن‌ْ یُوصَل‌َ وَ یَخْشون‌َ رَبَّهَم‌ وَ یَخافُون‌َ سُوءَ الحِساب‌ [رعد۲۱] یعنی‌:«مؤمنین‌ آنانی‌ هستند که‌ به‌ آنچه‌ خدا امر به‌ صله‌ آن‌نموده‌ است‌،صله‌ می‌ کنندوبخاطر سختی‌ حساب‌ روز جزاء،از خدا می‌ ترسند.»
سپس‌ فرمود:ای‌ سالمه‌!بدرستیکه‌ خداوند بهشت‌ را خلق‌ کردوآنرا خوشبو گردانید،بطوریکه‌ بوی‌ آن‌ از مسیر دوهزار سال‌ ، بمشام‌ می‌ رسد! ولی‌ عاق‌ والدین‌ وقطع‌ کننده‌ رحم‌، بوی‌بهشت‌ را احساس‌ نمی‌ کنند!
ابوبصیر می‌ گوید:بعد از شهادت‌ امام‌ جعفرصادق‌(علیه السلام‌‌) ، نزد ام‌ّحمیده‌ رفتم‌.دیدم‌ او می‌ گرید.منهم‌ به‌ گریه‌ افتادم‌.او گفت‌:درهنگام‌ شهادت‌ امام‌ صادق‌(علیه السلام‌‌)امر عجیبی‌ پیش‌ آمد!امام‌چشمهای‌ خودرا گشود وگفت‌: هرکسیکه‌ بین‌ من‌ واو ،خویشی‌وقرابتی‌ است‌،را نزد من‌ جمع‌ کنید! همه‌ جمع‌ شدند.آن‌ جناب ‌نگاهی‌ به‌ آنان‌ انداخت‌ وفرمود : اِن‌َّ شفاعتنا لاتنال‌ مستخفاًبالصلوه‌!یعنی‌:شفاعت‌ ما به‌ کسیکه‌ نماز را سبک‌ بشمارد، نمی‌رسد![ منتهی‌ الامال‌ ]

منبع: زندگی الگوهای نورانی

 

درباره نویسنده

مُصْطَفی اسدی (1415 ه.ق) هستم ، دانشجوی مهندسی برق . موضوعات مذهبی ، اعتقادی ، فکری ، ادبی بویژه شعر ، فیزیکی ، تکنولوژی ، سایبری ، رسانه‌ای و فرهنگی را دنبال می کنم. به نوشتن ، خواندن ، تحقیق ، یاد گرفتن ، یاد دادن ، برنامه نویسی و طراحی علاقه دارم . برای تفریح می نویسم ، مطالعه میکنم ، تحقیق میکنم ، یاد میگیرم و تلاش می کنم یاد بدم ، چند خط کد می نویسم و اگر مجالش باشه طراحی میکنم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *