۲۲ آذر ۱۳۹۶

امیرالمومنین علیه السلام و پاسخگویی به معمای یهود

امیرالمومنین علیه السلام و پاسخگویی به معمای یهود

انا مدینه العلم و علی بابها


وقتی عمر  به خلافت رسید ، گروهی از احبار یهود به نزد اوآمدند و گفتند : ای عمر! تو بعد از محمد (صل الله علیه و آله) و ابی بکر  ولی امر مسلمین هستی ، ما می خو اهیم سوال هایی از تو بکنیم ، اگر درست جواب دادی علم به حقانیت اسلام و نبوت محمد (صل الله علیه و آله) پیدا خواهیم کرد. ولی اگر به ما پاسخ درست ندهی به باطل بودن اسلام و پیامبری محمد (صل الله علیه و آله) پی خواهیم برد.

 

عمر  گفت : سوال کنید از آنچه برایتان پیش آمده .
گفتند : ما را از قفلهای آسمان خبر ده ؛ آنها چیستند؟ و نیز ما را از کلید های آسمانها مطلع کن.و از قبری که صاحبش سیر کرده ؛ و از کسی که قومش را انذار کرد و از جن و انس نبوده‏ ؛ و از پنج چیزی که بر روی زمین راه رفته اند ولی در ارحام آفریده نشده اند؛ ما را آگاه نما.
ونیز برای ما بگو : پرنده اراج در فریاد کردن اش ، اسب در شیهه کشیدنش ، قورباقه در نقیقش (صدا کردن اش) ، الاغ در عرعر کردن اش و مرغ چکاوک در صوت کشیدنش چه می گویند؟
 عمر  سرش را به زیر انداخت سپس گفت : عیبی نیست برای عمر که وقتی از چیزی سوال شود و پاسخ آن را نداند ، بگوید: نمیدانم ، و اینکه سوال کند از چیزی که نمی داند. آن گروه یهود از جا بلند شدند وگفتند : گواهی می دهیم به این که محمد پیامبر خدا نیست و این که اسلام دینی باطل است. سلمان فارسی (رضی الله) از جا بلند شد و به گروه یهودی گفت : لحظه ای توقف کنید. سپس متوجه خاته امیرالمومنین (علیه السلام) شد؛ تا اینکه بر آن حضرت وارد شد و گفت : ای ابالحسن!اسلام را دریاب.
حضرت فرمود:چه شده؟ آن حضرت را از جریان آگاه ساخت . مولا علی (علیه السلام) که عبای پشمی رسول خدا (صل الله علیه و آله) را بر تن داشت نزد گروه یهودی آمد. وقتی چشمان عمر  به امیرالمومنین(علیه السلام) افتاد ، از جا بلند شد و حضرت را در آغوش گرفت و گفت یا اباالحسن تو برای هر مشکلی دعوت می شوی. آنگاه مولا علی (علیه السلام) گروه یهودی را متوجه خود ساخت و فرمود : سوال کنید از آنچه برایتان مطرح است. همانا پیامبر (صل الله علیه و آله) هزار باب از علم را به من آموخت و از هر بابی هزار باب متنشعب شد.
گروه یهود سوالهای خود را مطرح کردند. امیرالمومنین(علیه السلام) فرمود : پاسخ سوالات  شما را مطابق آنچه در تورات شماست میدهم؛ مشروط به اینکه شما ایمان بیاورید و در دین ما داخل شوید، گروه یهودی هم قبول کردند و حضرت فرمودند که سوال های خود را جداگانه بیان کنید.
گفتند :
ما را از قفل های آسمان خبر ده؟
حضرت فرمودند : قفل هلی آسمان ها شرک به خدا است زیرا بندگان وقتی مشرک باشند عملشان بالا نمیرود.
کلیدهای آسمان ها کدامند؟
حضرت فرمودند : شهادت و گواهی به یگانگی خدا و این که محمد(صل الله علیه و آله)بنده و رسول خداست.(بعضی به بعضی دیگر خیره می شدند و می گفتند : این جوان راست گفت).
ما را از قبری که با صاحبش سیر می کرد آگاه کن؟
حضرت فرمود : ماهی آنگاه که یونس بن متی را بلعید و با او در دریای هفتگانه سیر نمود.
ما را از کسی که قومش را انذار کرد و از جن و انس نبود ، آگاه ساز؟
حضرت فرمود : این مورچه سلیمان ابن داوود بود.(گفت : ای مورچه ها وارد خانه هایتان شوید تا سلیمان و لشکریانش شما را لگدمال نکنند و اینها «از شما» آگاهی ندارند)
ما را از پنج موجودی که روی زمین راه رفتند ولی در ارحام آفریده نشدند آگاه کن؟
حضرت فرموند : اینها عبارت اند از : آدم ، حوا ، ناقه صالح ، قوچ ابراهیم و عصای موسی.
مرغ دراج هنگام فریاد کشیدن چه می گوید؟
حضرت فرمود : او می گوید خدا بر  عرش مستولی است.
خروس در هنگام آواز خواندن چه می گوید؟
حضرت فرمودند : میگوید ای غافلین خدا را به یاد آورید.
اسب در شیهه کشیدن چه می گوید؟
حضرت فرمود : می گوید خدایا بندگان مومن را بر کافرین یاری فرما.
الاغ در وقت عرعر کردن چه می گوید؟
حضرت فرمود : می گوید خدا لعنت کند کسی را که ده یک می گیرد (باجگیر) او در چشم های شیطان عرعر می کند.
قورباقه در صدا کردنش چه می گوید؟
حضرت فرمودند : می گوید منزه است پروردگارم که معبود و تسبیح شده در سختی های دریا ست.
مرغ چکاوک در صوت کشیدن چه می گوید؟
حضرت فرمودند : میگویدخدایا!دشمنان محمدو آل محمد(صل الله علیه و آله) را لعنت کن.
پس از آن که گروه یهودی سوالات خود را مفصلاً طرح کرده وپاسخ درست شنیدند ، امیر المومنین(علیه السلام) به آنها فرمود : ای گروه یهود ! آیا آنچه گفتم مطابق با تورات شما هست؟
آن گروه پاسخ دادند : نه حرفی را واگذاشتی و نه حرفی را افزودی ، ای ابالحسن ! ما را یهودی نام مگذار و خطاب مکن ؛ گواهی می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و به راستی محمد (صل الله علیه و آله) بنده او و رسولش می باشد و به راستی یو دانا ترین این قوم هستی.

این قضیه مبیٌن این معنا می باشد که حضرت علی (علیه السلام) عالم به تمام علوم و شارح به تمام عقود بوده پس چرا اعلام به علوم را از خلافت محروم کردند همان اعلمی که پیامبر (صل الله علیه و آله) فرمود :

اعلم امتی من بعدی علی بن ابی طالب.
بعد از من عالمترین از امت علی بن ابیطالب است.



و این حدیث را خود علمای سنی در کتب خودشان (کتاب فرائد السمطین:۱/۹۷للحموینی ـ موسسه المحمودی ـ چاپ بیروت و کنزل العمال : ۱۱/۶۱۴ للمتقی الهندی ـ موسسه رساله ـ چاپ بیروت و ینابیع الموده :۲۳۵ ـ للقندوزی ـ چاپ استامبول) نقل کرده اند.

درباره نویسنده

مُصْطَفی اسدی (1415 ه.ق) هستم ، دانشجوی مهندسی برق . موضوعات مذهبی ، اعتقادی ، فکری ، ادبی بویژه شعر ، فیزیکی ، تکنولوژی ، سایبری ، رسانه‌ای و فرهنگی را دنبال می کنم. به نوشتن ، خواندن ، تحقیق ، یاد گرفتن ، یاد دادن ، برنامه نویسی و طراحی علاقه دارم . برای تفریح می نویسم ، مطالعه میکنم ، تحقیق میکنم ، یاد میگیرم و تلاش می کنم یاد بدم ، چند خط کد می نویسم و اگر مجالش باشه طراحی میکنم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *