۰۷ تیر ۱۳۹۶

عرفان و اخلاق – قسمت اول

عرفان و اخلاق – قسمت اول

 پرسش و پاسخ  پیرامون مباحث عرفانی و اخلاقی از آیت الله جوادی آملی

 برای تحصیل علم اخلاق، از کجا باید شروع کرد؟ به خصوص ما (دانشجویان) که به اساتید اخلاق دسترسی نداریم.

اساتید اخلاق، چه نقشی در تکامل انسان دارند؟

عرفان در قرآن چه جایگاهی دارد؟

آیا افراد عادی هم می‏توانند مراتبی از شهود داشته باشند؟

آیا خواندن عرفان نظری برای دانشجویان مفید است؟

آیا موسیقی‏های عرفانی یا اشعار عارفانه می‏تواند ما را به خدا نزدیک‏تر کند؟

سمع غیر مادی و بصر غیر مادی چه تفاوتی با هم دارند؟

چرا دریافت کلام خدا در دنیا به سمع باطن ممکن است؛ ولی رؤیت آن حضرت، به بصر باطن جز در آخرت مقدور نیست؟

عرفان شیعی با دیگر مکتب‏های عرفانی اسلامی یا غیر اسلامی چه تفاوتی دارد؟

چگونه بر افکار شیطانی خود پیروز شویم؟

چگونه خود را از وسوسه‏های شیطان برهانیم؟

 

 برای رسیدن به پاسخ این پرسش ها در بیان آیت الله جوادی آملی به ادامه مطلب بروید …

۱- برای تحصیل علم اخلاق، از کجا باید شروع کرد؟ به خصوص ما (دانشجویان) که به اساتید اخلاق دسترسی نداریم.

پاسخ : بخشی از علم اخلاق نظری است که با مطالعه ، درس و بحث تأمین می‏شود. قسمتی از آن هم عملی است که به هدایت و راهنمایی معلم اخلاق وابسته است. اگر انسان به آنچه می‏داند عمل کند، نخست اثر مثبت اعمال ظاهر می‏شود، سپس خدای سبحان او را از آنچه نمی‏داند، آگاه می‏سازد. در روایات آمده است: «مَنْ عَمِلَ بِما عَلِمَ وَرّثهُ اللّه عِلْمَ ما لَمْ یَعْلَمْ».[۱]

عمل همراه با علم، افزون بر ماندگاری، موجب شکوفایی آن نیز می‏گردد. اگر انسان در انجام واجبات تلاش کند؛ مستحبات را تا اندازه‏ای به جای آورد؛ محرمات را ترک کند؛ در حد توان از مکروهات دوری جوید و افراط و تفریط در کارها را کنار بگذارد، موفق می‏شود.


 ۲ – اساتید اخلاق، چه نقشی در تکامل انسان دارند؟

پاسخ : به طور حتم استاد و مربی نقش مهمی در تکامل انسان دارد؛ لیکن «آنکه یافت می‏نشود آنم آرزوست».

راهنما یا استاد، علاوه بر آگاهی به کلیات، باید روانشناس خوبی هم باشد تا خصوصیات اشخاص مختلف را درک کند، زیرا بعضی کارها برای عده‏ای خوب و برای دیگران بد است؛ برای مثال همه داروها برای همه افراد خوب نیست. دارویی که برای یکی شفاست، برای دیگری سمّ است. بعضی پژوهش‏گران پزشکی سالها پیش اعلام کردند که ۲۵۰۰ نوع سردرد را کشف کرده‏اند و شاید اکنون این رقم به ۵ هزار نوع هم رسیده باشد. این فقط گوشه‏ای از بدن ماست؛ امّا روح اسرار اعجاب آمیزتری نیز دارد.

خلاصه سخن اینکه استاد و راهنما باید از خصوصیات روحی انسان آگاه باشد و به شما بگوید که فلان کار برای تو، این‏گونه خوب است و برای فلانی آن‏گونه. اگر استادی چنین خصوصیاتی داشته و در تمام لحظات راهنمای انسان باشد، نعمتی است که متأسفانه بسیار کم نصیب آدم می‏شود!

 

 

۳ – عرفان در قرآن چه جایگاهی دارد؟

پاسخ : عرفان علمی حصولی نیست، تا از راه تحصیل به دست آید، بلکه بیشتر از راه تهذیب و تزکیه نفس حاصل می‏شود. در قرآن کریم آمده است: ﴿یُعَلّمُهُمُ الکِتابَ والْحِکْمَهَ ویُزکّیهِمْ﴾.[۲] بخش نخست آیه ﴿یعلّمهم الکتاب و الحکمه﴾، به فقه، اصول، حکمت و… مربوط است و بخش دوم آن، یعنی ﴿یزکّیهم﴾، به عرفان اختصاص دارد.

بحثهای قرآنی نشان می‏دهد که اگر کسی جان خود را شفاف کند و از دغل، شبهه و خیانت دوری جوید، اسرار عالم را می‏یابد. گاه انسان آیینه جانش را به طرف مار، گرگ و عقرب نگاه می‏دارد و در آن جز گرگ و عقرب چیزی نمی‏یابد.

خدای سبحان فرمود: ﴿کلاّ لَوْ تَعْلَمون عِلْمَ الیقینِ ٭ لترونّ الجحیم﴾[۳] اگر اهل علم الیقین باشید و صفای ضمیر داشته باشید، اکنون هم جهنم را می‏بینید، زیرا پس از مرگ، کافر هم می‏تواند جهنم را ببیند: ﴿رَبّنا اَبْصَرنا وَ سَمعْنا﴾.[۴]

 

۴ – آیا افراد عادی هم می‏توانند مراتبی از شهود داشته باشند؟

پاسخ : تهذیب نفس بهترین راه دستیابی به عرفان حقیقی است و به درس‏خوانده‏های حوزه یا دانشگاه اختصاص ندارد؛ برای مثال حارثه بن مالک در پاسخ پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: «من شب را به صبح رساندم، در حالی که به مقام یقین رسیده‏ام». پیامبر فرمود: «هر چیزی نشانه‏ای دارد، نشان یقین تو چیست؟» و وی در پاسخ گفت: «گویا عرش خدا و بهشت را می‏بینم، و جهنم و زوزه ساکنان آن را می‏شنوم». پیامبر فرمود: «هذا عَبْدٌ نَوّرَ اللّهُ قَلبَهُ بالإیمان»؛ این بنده‏ای است که خداوند قلب او را نورانی کرده است.[۵]

زمانی در حرم مطهّر پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم جوانی نزد من آمد و گفت: می‏خواهم قصه‏ای را با شما در میان بگذارم. من در فلان شهر ایران آبمیوه‏فروش هستم. ما برای اینکه آبمیوه خنک و گوارا باشد، تکه‏ای یخ داخل لیوان می‏اندازیم و سپس آبمیوه روی آن می‏ریزیم و به قیمت معمول می‏فروشیم. یخ قیمتی ندارد و ما هم تعهد کرده‏ایم که یک لیوان آبمیوه (به قیمتی خاص) به مردم بدهیم. تکه یخ مقداری از فضای لیوان را اشغال می‏کند و از حجم آبمیوه می‏کاهد.

صبح یک روز، هنگام باز کردن مغازه مشاهده کردم، قالب‏های یخی که معمولاً صبحها پیش از طلوع آفتاب جلوی در مغازه می‏گذارند، شعله‏ور شده و زبانه آتش از آنها بلند است. خیلی زودمتوجه مشکل شدم. غلّ و غش ما در فروش آبمیوه، آن آتش را شعله‏ور کرده بود، پس از آن لیوانهای بزرگ‏تری تهیه کردم و یک لیوان کامل آبمیوه، با یخ به مشتری می‏دهم.

این جوان در کنار قبر مطهّر پیامبر اکرم‏صلی الله علیه و آله و سلم پس از بیان داستان خود، این آیه را تلاوت کرد: ﴿کلاّ لَوْ تَعلمون عِلمَ الیقینِ ٭ لَترونّ الجَحیم﴾[۶] در سوره مبارکه نساء نیز آمده است: ﴿إنّ الذینَ یأکلونَ أموالَ الیتامی ظُلماً إنّما یأکلونَ فی بُطونِهم ناراً﴾.[۷]

 

۵ – آیا خواندن عرفان نظری برای دانشجویان مفید است؟

پاسخ : وظیفه دانشجویان تأمین نیازهای نظام اسلامی است. تأمین برخی از این نیازها واجب عینی و برخی دیگر واجب کفایی است. از طرف دیگر، تحصیل در رشته‏هایی چون عرفان نظری نیز خواسته ‏های درونی او را ارضا نمی‏کند.

دانشجویان باید در کنار تحصیل رشته تخصصی خود، به یکسری مباحث اخلاقی توجه داشته باشند و آنها را مورد مطالعه قرار دهند. عقاید انسان باید با مواعظ اخلاقی تقویت شود. دعاها، زیارتها، شعرهای آموزنده و…، هریک به نوعی سودمند است و هرکس باید برای بهبود اخلاق خود در یکی از این راهها گام بردارد.

برای مثال، بزرگانی چون مرحوم فیض کاشانی، صدر المتألهین شیرازی و حکیم سبزواری به خواندن غزلهای حافظ اهتمام داشتند. انسان با غزل ، احساسی الهی می‏یابد و شورش و تبهکاری را کنار می‏گذارد. بعضی با شعر و غزل مأنوس هستند، بعضی با دعا و مناجات و بعضی با قرآن. البته همه می‏توانند از دعا و قرآن استفاده کنند؛ اما آثار دیگر عمومی نیست. باید ببینید در این سن، چه چیزی شما را بیشتر به سوی خدا پیش می‏برد و همان را مغتنم بشمارید.

این بزرگان خود را با گناه مسموم نکرده‏اند و برکات الهی در حیات و پس از آن شامل حال آنان شده است. مرحوم آقا علی حکیم در رساله «سبیل الرشاد فی اثبات المعاد» درباره مرحوم «ابن بابویه» قمی[۸] می‏نویسد: «من جسد مرحوم ابن بابویه قمی را در ری مشاهده کردم که پس از گذشت سالیان دراز، همچون انسانی زنده، سالم و بی‏نقص باقی مانده بود.[۹]

۶ – آیا موسیقی‏های عرفانی یا اشعار عارفانه می‏تواند ما را به خدا نزدیک‏تر کند؟

پاسخ : انسان دارای بینش و گرایش است. از نظر بینش و علم، بسیاری افراد امکان ترقی دارند؛ یعنی این استعداد در ما وجود دارد که خوب و بد را بفهمیم. این استعداد با درس و بحث شکوفاتر می‏شود. همه ما در مسئله فهم خوب و بد، در یک مرز مشترک قرار داریم؛ یعنی هم بدها را به خوبی تشخیص می‏دهیم و هم خوبها را.

اما در حوزه گرایش، ما انسانها در برابر بد و خوب گرایش یکسانی نداریم. ما به کارهای خوب گرایش کامل داریم و به کارهای بد هیچ گرایشی نداریم، پس بینش ما به بد و خوب یکسان است؛ اما گرایش ما به آنها این‏گونه نیست؛ برای مثال ما غذای خوب و بد یا سودمند و زیانبار را به صورت یکسان تشخیص می‏دهیم و تشخیص ما درباره هر دو یکسان است؛ اما گرایش دستگاه گوارش ما به هر دو یکسان نیست. دستگاه گوارش غذای خوب را به راحتی هضم می‏کند؛ امّا غذای مسموم را تحمل نکرده، با تهوع پس می‏زند. این رفتار در روح انسان هم وجود دارد. روح اخلاق خوب و بد، عدل و ظلم، امانت و خیانت، و صدق و کذب را به صورت یکسان تشخیص می‏دهد؛ اما به همه اینها گرایش یکسان ندارد؛ یعنی به عدل، امانت و صدق گرایش دارد، به همین دلیل، وقتی کودکی برای نخستین بار دروغ می‏گوید، بدنش می‏لرزد؛ ولی هنگام راستگویی با شجاعت حرف می‏زند.

برای تنظیم دستگاه بینش و دانش (عقل نظری)، باید راههای برهانی، نظیر فلسفه ، حکمت، کلام و عرفان را بپیماییم و برای تنظیم گرایش (عقل عملی)، باید کارهای عملی را پی‏بگیریم.

«عقل عملی» همه تصمیم‏گیریهای گرایشی انسان را بر عهده دارد و کارهایی نظیر عزم، اراده، محبت، اخلاق، نیت و… را مدیریت می‏کند. اگر این مدیر به درستی تربیت شود، در برابر فتواهای عقل نظری خضوع می‏کند؛ یعنی برای انجام هر کار از عقل نظری فتوا می‏گیرد؛ ولی اگر این مدیر به درستی تربیت نشود، خودسری کرده، از مرکز فرهنگی خود که عقل نظری و دانش است، استفتا نمی‏کند و به عکس از زیرمجموعه خود که شهوت و غضب است، نظر می‏خواهد و بر اساس میل آنها عمل می‏کند.

بدین ترتیب، عقل عملی دیگر مدیر نیست، بلکه شیطان است. برای آنکه این مدیر هدایت شود، راههای فراوانی وجود دارد. یکی از راههای هدایت، چنان که در دعای شریف کمیل آمده است: «وسلاحه البکاء»[۱۰]، اشک، آه و گریه است که اسلحه درونی مؤمن است.

بنابراین، اگر باطن مؤمن به سلاح اشک و ناله مسلح باشد، در مقابل خواسته‏های غضب و شهوت می‏ایستد و از آنها پیروی نمی‏کند، در غیر این صورت، طبق میل خشم و شهوت تصمیم می‏گیرد. برخی می‏گویند: من هر کار بخواهم انجام می‏دهم و به کسی کاری ندارم؛ یعنی این انسان از مرکز فرهنگی روح پیروی نمی‏کند و در پی ارضای خواسته‏های شهوت و غضب است.

اگر عقل عملی کسی با دعا، مناجات و گریه سر و کار داشته باشد، نرمش صادق می‏یابد و از عقل نظر پیروی می‏کند و بر خلاف رضای خدا کاری انجام نمی‏دهد. خواندن و گفتن شعرها یا نثرهای دلپذیر، در نرمی عقل عملی بسیار مؤثر است. ما باید بکوشیم از نواختن به خواندن اشعار منتقل شویم، چون نواختن، نرمش و اشک کاذب به وجود می‏آورد.

همان‏طور که خنده صادق و کاذب وجود دارد، گریه صادق و کاذب هم وجود دارد: گاه انسان با یک طنز ادبی ظریف می‏خندد که خنده‏ای صادق است. گاهی هم با قلقلک می‏خندد که کاذب و بی‏ارزش است. گریه هم این‏گونه است: گاه انسان برای مظلومیت امام حسین(علیه‌السلام) گریه می‏کند. گاهی هم با مارش عزا ، بی‏آنکه متوفا را بشناسد، اشک می‏ریزد که اشکی کاذب است.

موسیقی ممکن است چنین خطری داشته باشد؛ یعنی اشکی کاذب به همراه بیاورد و ما خیال کنیم که در عقل عملی ما نرمش ایجاد کرده است. این مشکل موسیقی‏های به اصطلاح عرفانی است. سایر موسیقی‏ها هم مسلماً مخرب و مخدراند و موجب نافرمانی عقل عملی از عقل نظری می‏شوند و انسان را در دام گناه می‏افکنند.

مرحوم الهی قمشه‏ای می‏فرمود: من شعری درباره نَیازُردن مور سرودم که برخی آن را از شعر جناب فردوسی ظریف‏تر می‏دانند. فردوسی فرموده است:

میازار موری که دانه کش است ٭٭٭٭ که جان دارد و جان شیرین خوش است

و مرحوم الهی قمشه‏ای می‏فرماید:

هرکس که دلی دارد یک مور نیازارد ٭٭٭٭ کان مور هم از دلبر، دارد اثری بر دل

سپس فرمود: زمانی به خراسان رفته بودم و در آنجا با انجمن ادبی خراسان ملاقاتی داشتم، در آن دیدار دو غزل از خود به آنها تقدیم کردم تا در این باره که کدام غزل از جوانی و کدام یک در پیری سروده شده، داوری کنند و آنها کاملاً وارونه داوری کردند.

گفتند: پس چرا شور و عشق در سروده ایام پیری شما بیشتر است. گفتم: باید به همین صورت باشد. شاعر هرچه پیرتر شود، عاشق‏تر می‏شود. در جوانی شور و عشقی خام دارد و در پیری می‏فهمد که معشوق حقیقی کیست.

انسان هرچه بالاتر می‏رود، حرفهایش عاشقانه‏تر و شورانگیزتر می‏شود. آن‏گاه همان طور که در قدم نخست نواختن را رها کرد، در گام بعدی خواندن را هم کنار می‏نهد. البته خواندن، اگر غنا نباشد، از بهترین نعمتها است. اگر می‏خواهید در بهشت از صوت خوش داود(علیه‌السلام) (قاری بهشت)[۳] بهره‏مند شوید، باید از گوش خود مواظبت کنید تا هر چیزی را نشنود. در این صورت، در گام سوم به جایی می‏رسید که وقتی اشعار یا مطالب اخلاقی عرفانی را مطالعه می‏کنید، اشک از دیدگانتان جاری می‏شود.

۷ –  سمع غیر مادی و بصر غیر مادی چه تفاوتی با هم دارند؟ چرا دریافت کلام خدا در دنیا به سمع باطن ممکن است؛ ولی رؤیت آن حضرت، به بصر باطن جز در آخرت مقدور نیست؟

  پاسخ : همان‏گونه که سمع و بصر مادی گاهی با هم تفاوت دارند و یکی از دیگری قوی‏تر است، سمع و بصر باطنی هم گاهی دارای درجاتی است. گوش دلها یکسان نیست، چون دلها یکسان نیست. چشم دلها هم یکسان نیست. خدای سبحان در آیات پایانی سوره مبارکه شوری فرمود: کسانی که سخن حق را می‏شنوند، سه دسته‏اند: بعضی بی‏واسطه این سخن را می‏شنوند؛ بعضی از پس پرده حجاب و برخی از راه پیک و ارسال رُسُل: ﴿و ما کانَ لبشرٍ أن یُکلّمهُ اللّهُ إلاّ وحیاً أو من وراءِ حجابٍ اَو یرسل رسولا﴾.[۱۱]

کسی که می‏تواند بی‏واسطه کلام الهی را بشنود، شاید بتواند ذات اقدس خداوند را بی‏واسطه شهود کند. البته چنان‏که بارها گفته شد، هویت مطلقه الهی در دسترس شهود هیچ‏کس، حتی پیامبر اسلام‏صلی الله علیه و آله و سلم هم نیست: «فحار فیها جمیع الأنبیاء و الأولیاء»[۱۲]، و پس از مرحله ذات، امکان شهود، با توجه به مراتب و درجات اشخاص متفاوت خواهد بود؛ یعنی بعضی به شهود بی‏واسطه می‏رسند و برخی شهود با واسطه دارند.

۸ – عرفان شیعی با دیگر مکتب‏های عرفانی اسلامی یا غیر اسلامی چه تفاوتی دارد؟

پاسخ : در عرفان شیعی راهی که به ولایت الهی می‏رسد، از راه ولایت اهل بیت(علیهم‌السلام) است. علاوه بر این در عرفان شیعی باید به همه احکام و دستورات شریعت عمل شود، و در طریقت نیز از ولای این خاندان بگذرد و از آن تجاوز نکند و تنها همین را مسیر راه قرار بدهد، زیرا در روایات ولایت امیرمؤمنان(علیه‌السلام) صراط مستقیم معرفی شده است.[۱۳]

انسان، هم باید به احکام ظاهری عمل کند و همه عبادات یا معاملات او بر اساس شریعت باشد و هم در مسئله ء رهبری، از ولایت خاندان پیامبر صلوات اللّه و سلامه علیه تجاوز نکند و آن را مسیر راه قرار دهد، چون حصن ولایت: «ولایه علی بن أبی‏طالب حصنی»[۱۴] دالان ورودی حصن مهم‏تری است: «کلمه لا إله إلاّ اللّه حصنی».[۱۵]

بنابراین، عرفان شیعی در مسیر دین و ولایت حرکت می‏کند؛ یعنی به آنچه آیه شریفه ﴿ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا﴾[۱۶] و حدیث شریف ثقلین[۱۷] بیان کرده‏اند، عمل می‏کند.

 

۹ –  چگونه بر افکار شیطانی خود پیروز شویم؟

پاسخ :  در روایات ما آمده است: برای انجام هر کار «بسم اللّه الرحمن الرحیم» بگویید [۱۸]؛ یعنی کاری که قصد انجام آن را دارید، باید به گونه‏ای باشد که در مدخل ورودی آن بتوان گفت: «خدایا به نام تو».

به این ترتیب، ما هیچ کاری را بدون مطالعه، تفکر و عاقبت سنجی انجام نمی‏دهیم؛ و علاوه بر این، کارهایی را انجام می‏دهیم که بتوانیم در ابتدای آن بگوییم: «خدایا با نام تو آغاز می‏کنم». چنین کاری یا واجب است یا مستحب. حرام و مکروه را نمی‏توان با نام خدا انجام داد. با این تمهید شیطان همواره در اسارت ماست.

 

۱۰ –  چگونه خود را از وسوسه‏های شیطان برهانیم؟

پاسخ : ابلیس دشمنی بیرونی است و تا پایگاهی در درون نداشته باشد، نمی‏تواند به انسان ضربه بزند. کار شیطان صدور سم به درون انسان است. اگر کسی که می‏خواهد دیگری را با سم از پای درآورد، آن را در جیب شخص بگذارد، تأثیری در وی ندارد یا اگر سم را به او بخوراند و او بالا بیاورد، باز هم اثری ندارد. دستگاه گوارش باید سم را بپذیرد و آن را جذب کند تا پس از ورود به خون، اثر زیانبار خود را به جای بگذارد.

وسوسه‏ها نیز چنین است: هوا، هوس و شهوترانی‏های گوناگون که رقیق‏ترین و سبک‏ترین آن در جوانها و سنگین‏ترین آن در سالمندان، به صورت حب جاه و مقام مشاهده می‏شود، نشانه تأثیر سم است.

واپسین عقبه‏ای که بزرگان سیر و سلوک از آن نجات می‏یابند، «مقام خواهی» یا همین بازیهایی است که بسیاری به آن گرفتارند. اگر کسی از تعاریف و القابی که به او می‏دهند، لذت ببرد، معلوم می‏شود که سم در او اثر کرده است . وجود مبارک امیرمؤمنان(علیه‌السلام) در عهدنامه مالک اشتر فرمود: شیطان همواره در پی حمله است: وقتی کسی از تو تعریف می‏کند، باید مواظب باشی، چون در خط مقدم آتش شیطان قرار گرفته‏ای.[۱۹]

کسی که با آبروی مسلمانی معامله می‏کند، از درون آتش می‏گیرد؛ نه از بیرون. این شخص دیگر شبها خواب ندارد. هرچه قرص خواب بخورد، باز هم به خواب نمی‏رود. هرچه بستر نرم فراهم کند، باز هم خواب ندارد. زمانی انسان بر تشک نرم می‏خوابد، و زمانی این تشک پر از تیغ است. انسان بر روی این تشک به هر طرف بغلتد، تیغ می‏خورد. تیغی که از درون انسان بر می‏خیزد، با قرص خواب برطرف نمی‏شود.

چه آساید به هر پهلو که گردد ٭٭٭٭ کسی کز خار سازد او نهالین [۲۰]

 

 پینوشت :

[۱] ـ بحار الانوار، ج ۶۵، ص ۳۶۳٫
[۲]  ـ سوره بقره، آیه ۱۲۹٫
[۳]  ـ سوره تکاثر، آیات ۶ ـ ۵٫
[۴]  ـ سوره سجده، آیه ۱۲٫
[۵]  ـ الکافی، ج ۲، ص ۵۳٫
[۶]  ـ سوره تکاثر، آیات ۶ ـ ۵٫
[۷]  ـ سوره نساء، آیه ۱۰٫
[۸]  ـ ابن بابویه یا مرحوم صدوق، صاحب کتاب من لا یحضره الفقیه است که در شهر ری مدفون است و قبر پدر بزرگوارش هم در قم است. این پدر خدمت حضرت امام عصر(علیه‌السلام) رسید و خداوند به دعای آن حضرت این پسر را به او عطا فرمود (ر.ک: الفهرست (شیخ طوسی)، ص ۸۴).
[۹]  ـ مجموعه مصنفات حکیم مؤسس آقا علی مدرس طهرانی، ج ۲، ص ۹۸٫
[۱۰]  ـ مفاتیح الجنان (دعای کمیل)؛ البلد الامین، ص ۱۹۱٫
[۱۱]  ـ سوره شوری، آیه ۵۱٫
[۱۲]  ـ شرح فصوص الحکم قیصری، ص ۳۴۶٫
[۱۳]  ـ الکافی، ج ۱، ص ۴۱۶٫
[۱۴]  ـ بحار الانوار، ج ۳۹، ص ۲۴۶٫
[۱۵]  ـ همان، ج ۴۹، ص ۱۲۷٫
[۱۶]  ـ سوره حشر، آیه ۷٫
[۱۷] ـ قال النبی‏صلی الله علیه و آله و سلم: «إنّی تارک فیکم الثقلین ما إن تمسّکتم بهما لن تضلّوا، کتاب اللّه و عترتی أهل بیتی و إنّهما لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض» (وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۳۳؛ الدر المنثور،  ج ۷، ص ۳۴۹).
[۱۸]  ـ وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۰٫
[۱۹]  ـ «إیاک و الإعجاب بنفسک و الثقه بما یعجبک منها و حُبّ الاطراء فإن ذلک من‏أوثق فرص الشیطان»؛ نهج البلاغه، نامه ۵۳٫
[۲۰]  ـ دیوان شمس، ص ۷۰۷، ش ۱۸۹۸٫

+اختصاصی رهرو + وب سایت اسرا

درباره نویسنده

مُصْطَفی اسدی (1415 ه.ق) هستم ، دانشجوی مهندسی برق . موضوعات مذهبی ، اعتقادی ، فکری ، ادبی بویژه شعر ، فیزیکی ، تکنولوژی ، سایبری ، رسانه‌ای و فرهنگی را دنبال می کنم. به نوشتن ، خواندن ، تحقیق ، یاد گرفتن ، یاد دادن ، برنامه نویسی و طراحی علاقه دارم . برای تفریح می نویسم ، مطالعه میکنم ، تحقیق میکنم ، یاد میگیرم و تلاش می کنم یاد بدم ، چند خط کد می نویسم و اگر مجالش باشه طراحی میکنم.

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *