۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۶

شعری ناب از  میر رضی الدین آرتیمانی

شعری ناب از میر رضی الدین آرتیمانی

 

الهی به مستان میخانه ات

به عقل آفرینان دیوانه ات

الهی به آنان که در تو گُمند

نهان از دل و دیده مردمند

شعر زیبا از رضی الدین آرتیمانی به همراه زندگی نامه این شاعر بزرگ

 

میرزا محمد رضی معروف به میررضی آرتیمانی از شاعران و عارفان مشهور زمان صفویه است که در نیمه دوم قرن دهم هجری قمری در روستای آرتیمان از توابع تویسرکان بدنیا آمد.

میر رضی در سال ۱۰۳۷هجری قمری (۱۰۰۵ش)دیده از جهان فرو بست او را در محل خانقاهش بخاک سپردند. آرامگاه او در تویسرکان قرار دارد.

ساقی نامه معروف که با بیت

الهی به مستان میخانه‌ات

          به عقل آفرینان دیوانه‌ات

آغاز می‌شود از آثار اوست. رضی یکی از عُرفایی است که تا بحال در مورد شخصیت والایش کمتر در بین عموم صحبت یا سخنی رانده شده است
وی در مکتب عرفان دارای منزلتی است است که از اشعار او خصوصاٌ ساقینامهْ وی بر می آید . نام او سید محمد و تخلصش «رضی» و تولدش را در نیمهْ دوم قرن دهم هجری در قریهْ آرتیمان که یکی از توابع شهر تویسرکان است واقع در استان همدان می‌باشد آورده اند وی در ایام
جوانی به همدان عزیمت و در آنجا مشغول تحصیل شد واز شاگردان «میر» مرشد بُروجردی گردید رضی بعلت شایستگی و افری که داشت زود مورد توجه شاه عباس ماضی که معاصر وی بوده است قرار گرفت و در جمع منشیان میرزایان شاه درآمد وبهمین دلیل بود که داماد خاندان بزرگ
صفوی شد و ثمرهْ این ازدواج یکی ابراهیم ادهم است که فرزند ارشد اوست وی نیز مقامی علمی و ادبی و عرفانی داشته است
.

کلمهْ «میر» از آن جهت به رضی اطلاق شده است که مدتی جزء میرزایان شاه عباس بوده است در بستان السیاحه بدین مضمون آمده است که عارف ربانی «سید رضی آرتیمانی که در زمان شاه عباس ماضی صاحب دیوان و ساقینامه مشهور است از قریهْ آرتیمان اما اولاد وی اکنون از جد خویش نصیب و بهره نبرده اند . رضا قلیخان هدایت در مورد رضی چنین نوشته است : سیدی است صاحب ذوق و حال عرفانی با افضال در معارف الهیه مسلم آفاق و در مدارج حقانیه در عالم طاق معاصر شاه عباس صفوی و والد میرزا ابراهیم متخلص به ادهم است وی که از رِندان مست و عارفان پاکدل و صوفیان صافی دل است علوم نقلی و عقلی او را چون حجابی می بیند که انسان را به خود متوجه می سازد و از عشق به معشوق یکتا باز میدارد و در ساقینامه خود که سرشار از مفاهیم عرفانی است .

رضی پس از درگذشت سالیانی از عمر شریف خود را دوباره عزم وطن خویش مینماید و به زادگاه خود بر می گردد و در همان جا جان به جان آفرین میدهد و به حقیقت هستی و جانان نائل میآید آرامگاه ابدی رضی در «همینه» واقع شده که نام محلی است از محلات تویسرکان واقع است.

ابیات  زیبای زیر از ساقی نامه وی انتخاب شده است :

 

الهی به مستان میخانه ات

به عقل آفرینان دیوانه ات

الهی به آنانکه در تو گُمند

نهان از دل و دیده مردمند

به دریاکش لُجّه کبریا

که آمد به شأنش فرود إنّما

به دُرّی که عرش است او را صدف

به ساقیّ کوثر ، به شاه نجف

به نور دل صبح خیزان عشق

ز شادی به اندُه گریزان عشق

به آن دل پرستان بی پا و سر

به شادی فروشان بی شور و شر

به رندان سر مست آگاه دل

که هرگز نرفتند جز راه دل

به مستان افتاده در پای خُم

به مخمور با مرگ در اشتُلم

به شام غریبان به جام صبوح

کز ایشانْست شام سحر را فتوح

کز آن خوبرو چشم بد دور باد

غلط دور گفتم که خود کور باد

که خاکم گِل از آب انگور کن

سراپای من آتش طور کن

خدا را به جان خراباتیان

کزین تهمتِ مستی ام وارهان

به میخانه وحدتم راه ده

دل زنده و جان آگاه ده

که از کثرت خلق تنگ آمدم

به هر سو شدم سر به سنگ آمدم

مِئی ده که چون ریزیش در سبو

برآرد سبو از دل آواز هو

از آن می که در دل چو منزل کند

بدن را فروزان تر از دل کند

از آن می که چون عکسش افتد به باغ

کند غنچه را گوهر شب چراغ

از آن می که چون عکس بر لب زند

لب شیشه تبخاله از تب زند

از آن می که گر شب ببیند به خواب

به شب سر زند از دلِ آفتاب

از آن می که گر عکسش افتد به جان

تواند در آن دید حق را عیان

از آن می که چون ریزیش در سبو

همه قُل هو الله آید از او

از آ ن می که در خم چو گیرد قرار

برآرد ز خود آتشی چون چنار

مئی صاف ز الودگیِّ بشر

مبدّل به خیر اندر او جمله شر

مئی معنی افروز و صورت گداز

مئی گشته معجون راز و نیاز

مئی از منیّ و توئی گشته پاک

شود خون فتد قطره ای گر به خاک

به یک قطره آبم ز سر در گذشت

به یک آه بیمار ما درگذشت

چشی گر از آن باده کوکو زنی

شدی چون از آن مست هوهو زنی

دماغم ز میخانه بوئی شنید

حذر کن که دیوانه هوئی شنید

بگیرید زنجیرم ای دوستان

که پیلم کند یاد هندوستان

دماغم پریشان شد از بوی می

فرو نایدم سر به کاوس و کی

پریشان دماغیم ساقی کجاست

شراب ز شب مانده باقی کجاست

بزن هر قدر خواهیم پا به سر

سر مست از پا ندارد خبر

مئی را که باشد در او این صفت

نباشد به غیر از می معرفت

تو در حلقه می پرستان درآ

که چیزی نبینی بغیر از خدا

کنی خاک میخانه گر توتیا

ببینی خدا را به چشم خدا

به میخانه آ و صفا را ببین

ببین خویش را و خدا را ببین

بیا تا به ساقی کنیم اتّفاق

درونها مصفّی کنیم از نفاق

چو مستان به هم مهربانی کنیم

دمی بی ریا زندگانی کنیم

بگیریم یک دم چو باران به هم

که اینک فتادیم یاران به هم

مغنّی! سحر شد خروشی برآر

ز خامانِ افسرده جوشی برآر

که افسرده صحبت زاهدم

خراب می و ساغر و شاهدم

بیا تا سری در سر خم کنیم

من و تو ، تو و من همه گم کنیم

سرم در سر می پرستانِ مست

که جز می فراموش شان هر چه هست

فزون از دو عالم تو در عالمی

بدین سان چرا کوتهیّ و کمی

چه افسرده ای رنگ رندان بگیر

چرا مرده ای آب حیوان بگیر

از این دین به دنیا فروشان مباش

بجز بنده باده نوشان مباش

چه درمانده دلق و سجّاده ای

مکش بار محنت بکش باده ای

مکن قصّه زاهدان هیچ گوش

قدح تا توانی بنوشان و نوش

حدیث فقیهان برِ ما مکن

زقطره سخن پیش دریا مکن

که نور یقین از دلم جوش زد

جنون آمد و بر صف هوش زد

قلم بشکن و دور افکن سَبَق

بشویان کتاب و بسوزان ورق

که گفته که چندین ورق را ببین

ورق را بگردان و حقّ را ببین

تعالی اللَهْ از جلوه آفتاب

که بر جملگی تافت چون آفتاب

بدین جلوه از جا نرفتی چه ای

تو سنگی کلوخی جمادی چه ای

صبوح است ساقی برو می بیار

فتوح است مطرب دف و نی بیار

نماز ارنه از روی مستی کنی

به مسجد درون بت پرستی کنی

رخ ای زاهد از می پرستان متاب

تو در آتش افتاده ای ما در آب

ندوزی چو حیوان نظر بر گیاه

بیابی اگر لذّت اشک و آه

همه مستی و شور و حالیم ما

ز تو چون همه قیل و قالیم ما

دگر طعنه باده بر ما مزن

که صد مار زن بهتر از طعنه زن

به مسجد رو و قتل و غارت ببین

به میخانه آ و طهارت ببین

به میخانه آ و حضوری بکن

سیه کاسه ای کسب نوری بکن

چو من گر از آن باده بی من شوی

به گلخن در آن رشگ گلشن شوی

چه آب است کآتش به جان افکند

که گر پیر نوشد جوان افکند

 

 

 

      + اختصاصی رهرو

 

درباره نویسنده

مُصْطَفی اسدی (1415 ه.ق) هستم ، دانشجوی مهندسی برق . موضوعات مذهبی ، اعتقادی ، فکری ، ادبی بویژه شعر ، فیزیکی ، تکنولوژی ، سایبری ، رسانه‌ای و فرهنگی را دنبال می کنم. به نوشتن ، خواندن ، تحقیق ، یاد گرفتن ، یاد دادن ، برنامه نویسی و طراحی علاقه دارم . برای تفریح می نویسم ، مطالعه میکنم ، تحقیق میکنم ، یاد میگیرم و تلاش می کنم یاد بدم ، چند خط کد می نویسم و اگر مجالش باشه طراحی میکنم.

مطالب مرتبط

4 نظر

  1. بهترين سايت تفريحي

    سایت تاپ فارسی وبلاگ شما را شایسته دیده و شما میتوانید با سایت تبادل لینک داشته باشید
    اگر مایل به تبادل لینک بودید اول ما را با نام تاپ فارسی | دانلود برنامه کمیاب لینک کنید بعد به ما از
    طریق نظر بگویید تمایل دارید با چه نامی لینک شوید

    http://WWW.TOPFARSI.COM

    پاسخ

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *